این اواخر تنها بر روی کاغذ اسمی از آزمایش باقی مانده بود که خود زیرمجموعه یک شرکت صوریست که چند کارمند دارد.
در مجموعه ای درندشت که روزی کارخانجات آزمایش واقع شده بود، امروز چند نگهبان هست، دیگر هیچ خبری از تولید و فعالیت کارگران نیست. از کمپ ترک اعتیاد تا باشگاه عروسی، زمین ها و سوله ها به شرکت های مختلف اجاره داده می شود زمین شعبه مرودشت طویله شده و در آن پیاز احتکار میشود.

به گزارش تارنمای داوطلب روند کاهش و تعدیل نیروی پرسنل شرکت آزمایش، قبل از خصوصیسازی اوایل ۱۳۸۰ شروع شده بود ولی تا آخر دوران خاتمی هنوز اخراجها زیاد نبود.
تا قبل از واگذاری شرکتهای دولتی به بخش خصوصی هنوز شوراهای اسلامی کارگری که متشکل از ۵ نماینده کارگری بود، تا حدی قدرت داشتند. اگر کارگری با تایید شورای اسلامی کارگری، ناسازگار یا مخل آسایش دیگر کارگران تشخیص داده میشد و اخراجش میکردند، به طور قانونی سالی چهار ماه از شرکت آزمایش حقوق و سنوات دریافت میکرد. برای رفع فضای منفی، به کارگرها در قالب کارانه و پاداش، کمک میشد و کلا مدیریت و شورای اسلامی تلاش میکردند که اخراج یک کارگر توجیهپذیر باشد.
اعضای شورای اسلامی کارگری آزمایش، حتی تا یک دهه پس از انقلاب افراد متعهدی بودند. کسانی بودند که از قبل از انقلاب از سوی سندیکاهای کارگری آموزش دیدهبودند، از میان کارگران باسابقه انتخاب میشدند و از حق و حقوق کارگر اطلاع داشتند، مصونیت داشتند و کارفرما حق نداشت اخراجشان کند و در جهت رفاه کارگران تلاش میکردند. قدرت داشتند، خط تولید را میتوانستند تعطیل کنند و کارگران به حرفشان گوش میکردند.
در برههی پیش از خصوصیسازی، با زیاد شدن نیروی جوان جویای کار در جامعه، وزارت کار امتیازاتی برای شرکتهایی قائل شده بود که جوانها را به کار جذب میکردند، هدف دولت این بود که موج بیکاری در جامعه کنترل شود. مثلا هر کارخانهای اگر ۱۰۰-۱۵۰ کارگر یا کارمند به نیروی کار جذب میکرد تا سه ماه از پرداخت بیمه معاف میشد، شرکتها میتوانستند به صورت اقساطی بدهی خود را به تامین اجتماعی پرداخت کنند و بیمه تامین اجتماعی تا ۲۳% بخشش قائل میشد.
از سویی دیگر، نیروهای قدیمی باید میدان را به جوانترها میسپردند.
نیروهای قدیمی تر به خاطر سنواتشان حقوق بالاتر میگرفتند و کارخانجات انگیزه داشتند که با دادن امتیاز به نیروهای قدیمیتر، آن را تشویق به بازخرید کنند و تا آن موقع برای بازخرید و بازنشستگی پیش از موعد، شرایط خوبی هم فراهم بود.
کارگرهای ما به خاطر این که شغلشان در شمار مشاغل سخت و زیانآور به شمار میرفت، با ۲۰ سال سابقه با حقوق سیروز بازنشست میشدند؛ از ده سال باقیمانده، پنج سال را کارفرما و پنج سال دیگر را شرکت تامین اجتماعی پرداخت میکرد. کارگران حقشان بود آنها به خاطر تماس طولانی مدت با مواد شیمیایی شستوشو و رنگ اکثرا به بیماریهای تنفسی و ریوی مبتلا میشدند. شاید حدود ۷۰% از کارگران بخش پرس سنگین، دستشان در طول کار آسیب میدید و معمولا یک یا چند انگشت خود را از دست میدادند و دلخوشیشان این بود که زودتر بازنشست میشوند و با سنواتی که دریافت میکردند میتوانستند دردی از مشکلات معیشت خود دوا کنند.
از سال ۸۲ دوره دوم خاتمیِ خصوصی سازی صنایع بر اساس اصل ۴۴ قانون اساسی شروع شد و از جمله صنایع کوچکتر مثل ارج و آزمایش از طریق بورس به بخش خصوصی واگذار شدند؛ روندی که طی آن افرادی نزدیک به قدرت معمولا کارخانجات را صاحب شدند. روی کاغذ، همه چیز به نظر قانونی بود.
بوی خصوصیسازی میآمد و از کارگران پنهان میکردند.
مجموعه ما حدود ۱۴۰۰ نفر پرسنل داشت و بخش خصوصی نمیخواست چنین حجمی از کارمند را تحویل بگیرد.
دو راه پیش روی مدیران قدیمی بود: شرکت را «کلیدی» تحویل بخش خصوصی بدهند، یعنی بدون کارکنان- که به سهامداران جدید امکان انتخاب پرسنل میداد و یا این که کارگران تعدیل نیرو شوند تا به سایز مناسب خصوصیسازی برسد. حدود سال ۸۲ مدیران دولتی کارخانه آزمایش، کارگران را در نمازخانه جمع و با آنان صحبت کردند، که برای خودتان بهتر است بروید؛ اواخر دوره مدیریت دولتی آزمایش بود.
در اواخر مدیریت دولتی، برای آماده شدن خصوصی سازی، پاداش، مزایا و کارانهها کم شد. مدیران میدانستند که واگذاری در جریان است ولی پرسنل نمیدانستند. پرسنل، وقتی مدیر بخش خصوصی بر صندلی نشست فهمیدند. شورای اسلامی کارگری متاسفانه قضایا را برای کارگرها باز نکرد. تنها گروه کوچکی از کارکنان فهمیدند که شرکت قرار است به بخش خصوصی سپرده شود. شاید اگر همه میدانستند همه از این شرایط استفاده میکردند.
در اولین موج، کارکنان مشاغل سخت و زیانآور به ازای سالی دو ماه بازنشست شدند. همین طور، خانمهای بالای ۴۲ سال با ۲۰ روز حقوق پیش از موعد بازنشست شدند. کارکنان زیر ده سال سابقه تا ۴ ماه به ازای هر سال خدمت سنوات میگرفتند که رقم بالایی میشد. بین ده سال ۱۵ سال، سه ماه سنوات دریافت میکردند و همینگونه خیلیها رفتند. کارکنان مالی و اداری و بازرگانی توانستند شغل دوم خوبی در بخش خصوصی پیدا کنند. اما کارگران بخش تولید که مونتاژکار بودند حرفه تخصصی نداشتند معمولا جای دیگری نبود که بتوانند استخدام شوند.
شاخه بازنشستگی پیش از موعد هم تشکیل شد؛ همه پرسنل شامل سختی کار نمیشدند- مثلا پرسنل اداری و تدارکات و مالی و دیگر کارکنان که سابقه بیشتری – معمولا بالای ۲۵ سال داشتند.
برای این که کارکنان اداری بتوانند واجد شرایط بازنشستگی پیش از موعد شوند هم بتوانند از شرایط خوبی استفاده کنند، با تغییر احکام پرسنلی، افرادی را در اسناد از بخش اداری به بخش تولید منتقل کردند؛ پیش میآمد کارمند حسابداری در قسمت رنگ و کوره پست گرفته بود یا اسمش در دو فهرست قید شده بود که گاهی شرایط خندهداری ایجاد میکرد. اما تا چند وقت پس از آن، هنوز فهرست تامین اجتماعی دستی بود و مکانیزه نشده بود.
هنگام خصوصی سازی، کارگران کارفرما شرایط خودش را داشت؛ کارفرماها جدید اصلا به دنبال افزایش تولید نبودند، شرکتهایی مثل ارج و آزمایش که دیگر زمینشان ارزشمند شده بود برای کارفرماهای خصوصی میتوانستند جای کارخانه را اگر میخواستند به جای ارزانتری منتقل کنند و زمینهای درندشت مجموعههای تولیدی را برج سازی و انبوهسازی کنند.
استفاده از «ستاد بحران» در وزارت صنایع، به مقامات این امکان را میداد که صنایع را در اختیار بگیرند، و کارخانهها را در اوج سود دهی به اسم زیاندهی تعطیل کنند و مواد اولیه و زمین کارخانجات را صاحب شوند. این طور شد که کارخانه آزمایش که با سرمایه ۲۱ میلیارد تومان قبل از انقلاب ثبت شده بود، با خصوصیساز، به افرادی وابسته به قدرت واگذار شد.
کافی بود تراز مالی یک کارخانه در چهار سال آخر فعالیتاش، زیان نشان دهد تا بتواند با تصویب «ستاد بحران» وزارت صنایع، به بخش خصوصی واگذار شود. روی کاغذ، دستورالعملهایی به بخشهای مختلف میرسید که شمار کارگرها را کاهش بدهند. مثلا یک بخش ناگهان از حدود ۱۵۰۰ کارگر، ۳۰۰ کارگر را ناگهان اخراج با به اصطلاح تعدیل نیرو کرد. فضای روانی بدی در کارخانه آزمایش بود، کارگرها امنیت شغلی خود را از دست داده بودند، دلشان میسوخت که به جای فعالیت روزمره، عملا بهشان دستور داده شده بود که تولید را با کمترین ظرفیت ادامه بدهند.
کارگرانی که تا چند ماه قبل دو سه شیفت کار میکردند حتی دیگر برای یک شیفت هم کار نداشتند، حتی ۲ ساعت هم کار نداشتند. مدیران جدید اولین کاری که کردند این بود که انبارها را خالی کردند و مواد اولیه و دستگاهها را فروختند تا بخشی از بدهی خود را پرداخت کنند که برای خرید شرکت زیر بارش رفته بودند.
در دوران تغییر مدیریت به سمت خصوصیسازی، کارگران ممکن بود تا دو-سه ماه حقوق نگیرند؛ به خاطر تاخیر در حقوق و مزایا مدام اعتصاب میکردند. حقوق با تاخیر پرداخت میشد ولی نباید پرداخت به بانک تاخیر می افتاد- چرا که شامل مجازات میشد. زندگی کارگران شکننده است،؛ وقتی یک ماه حقوقشان به تاخیر بیفتد، نگیرند،مدیران اداری و میانی سابق بسته به جاهطلبیشان، با کارفرما همکاری کردند حتی شرایطی را به کارگران تحمیل کردند.
مدیر اداری درخواست کرد که دستش را باز بگذارند و چهارچوب جدیدی تعیین کرد که به نفع کارمای جدید و به ضرر کارگران بود:
مسئول جدید پرسنل اداری با کارگران صحبت میکرد و مبلغ سنوات ۵سالهای که تا پیش از ان کارفرما به تامین اجتماعی پرداخت میکرد حالا از سنوات کارگران کسر شود و معمولا هم آن را نقدی به صورت جدا از کارگران واجد شرایط بازنشستگی دریافت میکردند. یعنی برای مشاغل سخت و زیانآور، مبلغی که کارما باید پرداخت میکرد از حساب کارگرها کسر میشد و کارگرها چارهای جز پذیرش نداشتند. شرایط اقتصادی برای پرسنل سختتر میشد و بابت بازنشسته شدن به شرایط کمتری رضایت میدادند.
مدیر اداری جدید برای شرایط بازنشستگی سیسال خدمت، سالی دو ماه سنوات تعیین کرد، ۲۵ سال خدمت سالی یک ماه و برای مشاغل سخت زیان آور، سالی یک ماه و نیم و برای بازنشسته های پیش از موعد سالی یک ماه تعیین کرد. بعد شرایط به جایی رسید که سیسال سابقهها به جای دو ماه، ۴۵ روز سنوات دریافت کردند. حتی پیش میآمد که مدیران جدید سندسازی کنند مثلا به تاریخ یک سال قبل، مصوبهای امضا کردند؛ سندسازی، و جعل اسناد، مهرسازی از امضای مدیران گذشته به اسم اصلاح احکام به یک رویه تبدیل شده بود.
گفته میشود که با خرید شرکت آزمایش، سهامداران جدید قرار شدهبود ۱۲.۵ میلیارد به سرمایه شرکت تزریق کنند ولی فقط ۳.۵ میلیارد تومان به صورت نمادین و بر روی کاغذ به شرکت تزریق کردند. قرار شد ۹ میلیارد باقی مانده هم در عرض چند سال آینده از محل تولید به شرکت تزریق شود- به اصطلاح، بدهی باقیمانده مستهلک شود که این بدهی هرگز پرداخت نشد پرونده فساد مالی و بدهکاریِ کسی که این مجموعه عظیم را به خاطر سود شخصی با خاک یکسان کرد، هرگز به جایی نرسید. بحران بزرگ شرکت آزمایش از سال ۸۷ با سوء مدیریت و بیکفایتی سهامداران عمده شروع شد. شرکتی که روزی صادرات داشت و حقوق کارگرانش زبانزد بودند به مخروبهی آزمایش معروف شد. ما شاهد بودیم که کل شرکت با مجموعهی کارمندها و کارگرهایش به خاک سیاه نشست و امروز شرکت آزمایش، یک شرکت تولیدی نیست. در گذشته، سیاست مدیران آزمایش بر مبنای انتقال خط تولید بود و تلاش می کرد که به استانداردهای جهانی برسد.
امروز بیشتر محصولات از ترکیه به صورت قطعه وارد می شود و فقط برند می خورد؛ حتی به گواهی همکاران، برخی از محصولاتی که در بازار با برند آزمایش میبینید، در کارگاههای زیر زمینی تولید شده که با پرداخت حق برند به شرکت آزمایش، نام آن را بر روی محصولات خود حک کنند.

چگونه ممکن بود آزمایش به چنین سرنوشتی مبتلا نشود؟
باید تعهدات مالیش را اجرا میکرد، که نکرد.
سهامدار عمده باید برای بهبود کیفیت و کمیت تولید برنامه ریزی میکرد که اساسا تفکر تولید نداشت
می بایست تعهدات مالی اش را اجرا می کرد که هیچ گاه این تعهدات را اجرا نکرد.
باید تکمیل ساختار پرسنلی در جهت تولید انجام میداد که همه کارگران را با شیوه های مختلف تعدیل نیرو کرد.
این اواخر تنها بر روی کاغذ اسمی از آزمایش باقی مانده بود که خود زیرمجموعه یک شرکت صوریست که چند کارمند دارد. در این مجموعه امروز ۱۰-۱۲ تا نگهبان هست، سولهها را اجاره دادهاند و شرکت های دیگر به عنوان انبار از آن استفاده میکنند. بخشی از زمین آزمایش کمپ ترک اعتیاد شده. بخشی از آن باشگاه عروسی شده، زمین شعبه مرودشت طویله شده و سالهای گذشته در بخشی آن پیاز احتکار میشد.
اگر شورا همچنان به کار خود ادامه میدادند، آزمایش به مخروبه تبدیل نمیشد.
اعضای شوراهای اولیه آدمهای دلسوز مجموعه و از قدیمیها بودند، از قبل از انقلاب با کارگری به رییس بخش تبدیل شده بودند و دلسوز بودند. از گذشته چیزی به نام سندیکای کارگران شرق تهران وجود داشت که اصول تشکیل اتحادیه کارگری را به آنها آموزش داده بود و در دوره مدیریت دولتی به این نتیجه رسیده بودند که باید در قالب و اسم شورای اسلامی کارگری تشکل و انسجام پیدا کنند و ناخشنودی کارگران از سیستم مدیریت دولتی را بیان کنند و به نفع کارگر چانهزنی کنند. مهر شورای اسلامی کارگران به ویژه در تعدیل کارگران ضرورت داشت، بدون این مهر، کارگر تعدیل شده (اگر نخواهیم بگوییم اخراجی) میتوانست از کارفرما شکایت کند.
یادم هست که یکی دو بار با هیات مدیره به مشکل برخورده بودند. اعضای شورای اسلامی کارگری آزمایش بلافاصله کارگران را سازماندهی کردند و تولید را توقف دادند. البته دامنه فعالیت آنها محدود شده بود و مثلا اعتصابات اگر به بیرون از محیط کارخانه راه پیدا میکرد، به دلایل امنیتی متوقف میشد ولی به هر حال افراد شورا قدرتی در خود حس میکردند و با انسجام جلوی مدیریت میایستادند. میدانستند که در مناظره قانون و مدیران دولتی قانون طرف شورا را میگیرد که نماینده ۱۴۰۰-۵۰۰ نفر کارگر بودند. قانون مجموعه های تولیدی بالای پنجاه نفر را ملزم کرده که کارگران نمایندگانی در قالب شورای اسلامی داشته باشند. بعد، در ساختار جدید شورا اسلامی کارگری آزمایش، جوانترها جای قبلیها را گرفتند.
شورای اسلامی ساختارش تغییر، شیوه و رویکردش هم تغییر کرد. اعضای جدید آموزش ندیده بودند، جوان بودند و منافع شخصی خودشان را می دیدند؛ بر این باور بودند که دستمان را با عسل توی دهن کارگرها بکنیم آخرش کارگرها گاز میگیرند- پس بهتر است منافع خودمان را بچسبیم. بیشتر، عضو بسیج بودند. حتی منافع جمع را قربانی منافع خودشان میکردند.
کارفرمای جدید دوست نداشت نماینده شورای اسلامی در جلسات هیات مدیره حضور داشته باشد. به اعضای شورا، حق ماموریت، اضافه کار یا پاداش پرداخت میشد که در جلسه حضور نداشته باشند. در ساختار جدید شورای اسلامی کارگران، هر کسی قیمتی داشت، بیشتر نمایندهها تطمیع میشدند و با دریافت اضافه حقوق یا پاداش، مصوبات جلسات هیات مدیره را بدون کوچکترین مخالفتی تایید میکردند. بخش کارگری ما اصولا به انسجام فکر نمیکند، تفکری وجود ندارد که همه برای منافع جمع تلاش کنند.
شاید اگر آموزش سندیکاها ادامه پیدا میکرد، کارگران میتوانستند جلوی خروج مواد اولیه و یکه تازی سهامداران جدید را بگیرند و یک مجموعه تولیدی را نجات بدهند.
منبع: داوطلب
در سالگرد آبان؛ جنبش ادامه دارد!
از خیزش آبان ۹۸ یکسال گذشت. آبان ۹۸ در ادامه دی ماه ۹۶ موجی توده ای بود که در مقابل رژیم اسلامی خروشید و تنها با کشتار و بازداشت و زندان و اعدام فروکش کرد.
خیزش های دی ۹۶ و آبان ۹۸ بر بستر شرایط اجتماعی کارگران و ستمدیدگانی بوده و هست که راه حل خروج از بحران سرمایه داری و ناتوانی رژیم اسلامی در مقابل آن را با اتکا به نیروی توده ای خویش جستجو می کنند.
این خیزش ها با وجود مجموعه در هم تنیده تناقضات اجتماعی و ناتوانی رژیم اسلامی در خروج از آن اجتناب ناپذیر خواهد بود.
خیزش های دی ماه ۹۶ و آبان ماه ۹۸، بر خلاف خیزش ۸۸ که جامعه راه حل خود را در چهارچوب جناح بندی های رژیم تعقیب میکرد، با شعار «اصلاح طلب، اصولگرا، دیگه تمومه ماجرا» و «جمهوری اسلامی ، نابود باید گردد» طنین صدای کارد به استخوان رسیدگانی بود که منافع خود را با عبور از رژیم اسلامی در ایران جستجو کرده است و هر چه بیشتر شکاف بین جامعه و رژیم را عمیقتر کرده است.
با آغاز پاندومی کرونا، که ناتوانی نظام استثمارگرانه جهانی و راهکار دولت های سرمایه داری در مقابل سلامت و جان انسانها را به نمایش گذاشت، رژیم اسلامی نیز با استفاده از آن در تلاش برآمد که شکاف عمیق خود با جامعه را مخدوش کند، در حالی که در رابطه با پاندومی کرونا هزاران نفردر ایران جان خود را از دست دادند که بدون شک از آن می توان به عنوان یک قتل عام عمد نام برد.
در چنین شرایطی که رژیم اسلامی سرمایه داری اکثریت جامعه را بر سرانتخاب دو راهی مرگ از گرسنگی و یا مرگ با کرونا قرار داده است و دانشگاهها و مدارس در قرنطینه هستند، کارگران در محل کار و با وجود ابتلای هزاران نفر از آنها، راه سوم ادامه مبارزات را برگزیده اند.
درسال جاری بعد از خیزش آبان و با وجود پاندومی کرونا مبارزات کارگری از حرکت باز نماند و کارگران نیشکر هفت تپه و نیز سایر بخش ها منجمله کارگران شهرداری ها و خدمات و پرستاران در بخش درمان و پزشکی، کارگران عسلویه و نفت و گاز و پتروشیمی ها و کارگران شرکت واحد و بخش حمل و نقل در جهت متحقق کردن مطالباتشان بارها دست به اعتراض دسته جمعی زده اند.
اعتصاب طولانی کارگران هفت تپه با طرح مطالبات روشن اجتماعی و طبقاتی علیه سیاست های سرمایه داری در ایران، خصوصی سازی توام با رانت خواری و اختلاس، خلع ید رستمی و اسد بیگی را نشانه رفته است، آن راهی است که می تواند به صورت میدانی جنبش کارگری و دیگربخش های جنبش اجتماعی را به همدیگر گره زند.
کارگران هفت تپه با مبارزات خود برای بازگشت به کار همکاران اخراجی و لغو احکام زندان و امنیتی کردن پرونده کارگران نیز جنبش کارگری را گامها به جلو راند و در چنین شرایطی که محدودیت های قرنطینه حاکم است نقش پیشتازی جنبش کارگری را در جامعه برجسته کرد.
سیاست رژیم اسلامی درچنین شرایطی تلاش برای اعدام بازداشتی های خیزش های اجتماعی و دستگیری و بازداشت و امنیتی کردن فضای اجتماعی و تکیه بر نظامی گری است.
محکم کردن حلقه استبداد در داخل ایران و انتظار برای رفع موانع در سیاست خارجی و اکنون با انتخاب بایدن و فعال شدن برجام تنها راهی است که رژیم برای نجات خود بدان متوسل شده است.
اما بحران اقتصاد سرمایه داری در جهان و موقعیت شکننده رژیم اسلامی، چه در سطح جهانی و چه در منطقه، شرایط را برای مبارزات بخش های مختلف جنبش اجتماعی آسان تر کرده است و نقش کلیدی در برآورده کردن جنبش نان و آزادی هر چه بیشتربه مبارزه متشکل وسراسری جنبش کارگری گره خورده است.
یاد جانباختگان خیزش آبان گرامی باد!
نان، آزادی، خودمدیریتی شورایی
سرنگون باد رژیم اسلامی
کانون کارگران سوسیالیست
آبان ۱۳۹۹ ـ نوامبر ۲۰۲۰
kkargaransocialist@gmail
در سالگرد آبان؛ جنبش ادامه دارد! / 14 November 2020
#سرخط : «پروانهی نیزار» نام یکی از نقاشیهای پرستو فروهر است. او در مورد این اثر گفته است:
«سال پیش در #آبان_خونین۹۸ از یک شاهد عینی شنیدم: #نیزار را چنان به رگبار بسته بودند، گویی آن را با داس بریدهاند. دریای خونْ بهپا شده بود».
این پروانهی نقاشی شده، متشکل از بیشمار فیگورهای درهم تنیده و خونآلودی است که در عین سرکوب، سودای رهایی را در سر دارند.
⚪️ پرستو فروهر، فرزند جانباختگان «پروانه اسکندری» و «داریوش فروهر» است که در جریان قتلهای زنجیرهای روشنفکران در تاریخ ۱ آذر ۷۷ کشته شدند.
"پروانهی نیزار" / 14 November 2020
#سرخط : امروز مراسم سالگرد #پژمان_قلیپور از #جان_فشانان #آبان_خونین در یکی از روستاهای لنگرود در استان گیلان برگزار شد.
او در روز ۲۶ آبانماه در سن ۱۸ سالگی به ضرب گلولهی پاسداران سرمایه و ارتجاع در خون غلطید. کیکی که برای سالگرد پژمان تهیه شده است، نمادیست از تبدیل شدن بدنِ معترضان به سیبلِ گلولهی فاشیستها.
یاد در خون خفتگان آبان گرامی
انتقامِ ما از قاتلشان در روز #دادخواهی
مراسم سالگرد #پژمان_قلیپور / 14 November 2020
بر اساس اخباری که بهدست ما رسیده است، ماموران امنیتی با تهدید خانوادههای #جان_فشانان #آبان۹۸ در بهبهان، آنان را مجبور به لغو مراسم سالگرد کردهاند.
#فرزاد_انصاری_فر
#محمد_حسین_قنواتی
#احسان_عبدالله_نژاد
تهدید خانوادههای #جان_فشانان #آبان۹۸ در بهبهان / 14 November 2020
#سرخط : «رضا معظمی گودرزی» از جانباختگان اعتراضات آبان خونین ۹۸، متولد ۱ دیماه ۱۳۷۸، مربی اسکیت و ساکن کرج بود.
رضا معظمی در ۲۶ آبان ۱۳۹۸ در تقاطع خیابان یکم شرقی فاز ۱ اندیشهی کرج، با اصابت گلولهی تکتیراندازان امنیتی از ناحیهی کمر مجروح و به بیمارستان منتقل شد.
در بیمارستان تامین اجتماعی شهرک اداری، «پانسمان معمولی» برای وی انجام میشود. او تا ساعت ۲ بعد از نیمهشبْ روی تخت بیمارستان بود و با وجود خواهش و درخواستهای خانواده، کادر بیمارستان از بردن وی به اتاق عمل با اعلام «نبودنِ جا» امتناع کردند. بهدلیل وجود گلوله در بدن، اجازهی انتقال به بیمارستان دیگر نیز به خانواده داده نشد.
پس از انتقال دیرهنگام به اتاق عمل و آگاهی از کارت اهدای عضو وی، عمل جداسازی اعضا جهت پیوند، انجام میشود.
⚪️ پیکر رضا معظمی گودرزی با تهدید ماموران امنیتی مبنی بر انتقال وی به شهری غیر از کرج، در یکی از روستاهای بروجرد به خاک سپرده شد.
#آبان_ادامه_دارد #جان_فشانان #علیه_فراموشی #دادخواهی
#مادران_دادخواه
#نه_میبخشیم_نه_فراموش_میکنیم
رضا معظمی گودرزی / 14 November 2020
درد مشترک کارگران از هفت تپه تا هپکو!
جمعی از کارگران شرکت هپکو با انتشار نامهای تحت عنوان «درد مشترک؛ از هفت تپه تا هپکو» به طرح نگرانیهای خود و سایر کارگران کشور، در مورد واگذاری شرکتهای دولتی پرداختند و بر ضرورت افشای فساد رخ داده در آنها تاکید کردند.
در بخش هائی از این نامه آمده است:
این روزها وقتی خبرهای شرکت هفت تپه را پیگیری میکنیم لحظه، لحظهِ سالهای گذشته خودمان را به یاد میآوریم .
اعتراض، اخراج و تهدید و زندان، و امنیتی شِدنمان و استرسهای شبانهروزی خانوادههایمان، روحمان را آزار میدهد، و با خود میگوییم، مگر این مالکان و سهامداران دلالصفت و زالوصفت در انقلاب مستضعفین، چقدر نفوذ و ارزش دارند که با مبالغ بسیار ناچیز سرمایههای عظیم این مملکت را چندین سال است که به دست گرفتهاند .
چرا با توجه به تخلفات محرز و با مستندات کافی در شرکت هپکو و فسادهای کاملا ثابت شده در شرکت هفت تپه توسط سهامدارانشان، هر روز باید شاهد مشکلات بیشمار این غولهای صنعتی در کشور باشیم.
واقعا چه دستهایی پشت پرده است که همیشه باید مظلومترین و ضعیفترین قشر جامعه (کارگران) برای این نظام و مملکت متهم شوند و تاوان بدهند، در حالی که قانونشکنان در حال عیش و سرمستی قدرت و ثروتاند؟ چرا هر روز باید از خبر آزادی یا برگشت به کار یا پرداخت حِقوقهای معوقه عزیزانمان در هفت تپه خوشحال باشیم؟
مگر اینها حق ذاتی کارگران نیست؟
چرا نباید یکبار از خبرِ برخورد سخت با مفسدین اقتصادی و سهام داران فاسد خوشحال شویم؟
سوال اینجاست که چرا پروندهی آشکار فساد در سازمان خصوصیسازی که جان و مال و سفره قشر عظیمی از مردم را نشانه رفته است را نمیبینیم و به آن پرداخته نمیشود، چرا پرونده مصوب اصلی این واگذاریها در دادگاه علنی برگزار نمیشود تا مرحمی باشد برای کارگران این مرز و بوم و امیدوار باشند بر محکمه انقلابی.
به هر حال ما کارگران شرکت هپکو، خود و دیگر کارگران کشور را در کنارِ کارگران انقلابی هفتتپه میبینیم، و امیدواریم روزی فرا برسد که کارگران آسوده خاطر باشند و مسببین این روزها در استرس و تحت تعقیب!
درد مشترک کارگران از هفت تپه تا هپکو! / 14 November 2020
اظهارات اشتباه توسط معاون پارلمانی وزیر اقتصاد درباره هفت تپه
◀️ هادی قوامی معاون وزیر اقتصاد در مصاحبه ای که درباره علل فسخ قرارداد اسدبیگی ها کرده است توضیحاتی ارائه کرده است که اشتباه است. اینکه ایشان توضیح میدهد که علل فسخ قرار داد چیست و از اقدامشان برای خلع ید اسدبیگی میگوید خوب است اما باید دقت کنند که حرف های اشتباه درباره هفت تپه نزنند.
مهم ترین اشتباه آقای قوامی این است که برای نشان دادن تخریب گری اسدبیگی ها اعلام میکند باید سه هزار هکتار کشت در هفت تپه انجام شود که این حرف اشتباه است. ایشان باید بداند که این عدد، اصلا عددی نیست که به هفت تپه ربطی داشته باشد بلکه عددی است که اسدبیگی از خودش درآورده است و بعد به سایر مسئولین هم سرایت کرده است.
همین مقدار کشت ناچیز بدون سم و کود تبدیل به مزارع علف هرز شده است.
✅ واقعیت چیست ؟شرکت هفت تپه بالغ بر بیست و چهار هزار هکتار زمین دارد. از این میزان، حداقل دوازده هزار هکتار آن قابل کشت نیشکر است. نتیجتا عدد سه هزار که توسط برخی مطرح شده است اصلا ظرفیت اصلی کشت هفت تپه نیست. بیاید فرض کنیم سه هزار هکتار کشت شد. میدانید یعنی چه؟ یعنی پایان کشت و صنعت نیشکر هفت تپه! سال های قبل که پنج هزار و هفت هزار هکتار کشت داشتیم میزان تولید محصول به یک چندم سال های قبل رسیده بود وای به حال اینکه قرار باشد سه هزار هکتار کشت کنیم.
◀️به نظر میرسد دستگاه دروغ پراکنی اسدبیگی برخی ارقام های خیانت کارانه خودشان را مانند ویروس آلوده به تمام سطوح مسئولین تزریق کرده اند.
در مورد دیگری ایشان اعلام کرده است تولید شرکت هفت تپه در دو سال اخیر کاهش یافته است که این مورد هم صحیح نیست زیرا تولید شکر سفید در هفت تپه کلا متوقف شده و به صفر رسیده است. ایشان گویا مطلع نیست که تولید شکر سفید ما بالای شصت هزار تن بوده است و حتی تا نود هزار تن هم میرسیده است اما اکنون به صفر گرم، صفر کیلو و صفر تن رسیده است.
وقتی ایشان میگوید کاهش یافته یعنی مثلا از شصت هزار به چهل هزار رسیده باشد در حالی که تولید شکر سفید به صفر رسیده است.
مورد دیگری که ایشان فراموش کرده است این است که به جای کشت نیشکر شرکت ما به بنگاه معاملات ملکی تبدیل شده و زمین هایش اجاره داده میشود.
مورد دیگر این است که با اعتبار همین شرکت یک و نیم میلیارد ارز گرفته و قاچاق شده است.
مورد دیگر این است که همین بخش خصوصی با کمک برخی مقامات بالغ بر دویصت پرونده قضایی علیه کارگران گشوده است.
مورد دیگر این است که اختلاف و تنش و تشنج ایجاد کرده است و حتی اقدام به استخدام تبهکاران مسلح کرده است و به خانه مردم شلیک میکنند و خانه آتش میزنند و شمشیر بر کارگران میکشند.
مورد دیگر میلیاردها تومان و صدها هزار دلار رشوه ای است که به انواع مقامات پرداخت کرده اند و در عوض ما را بیچاره تر کرده اند.
با وجود اینکه در حال اجرای خلع ید هستند با این حال انتظار داریم که بعد از این همه سال حداقل وقتی درباره هفت تپه حرف میزنید نیم ساعت وقت بذارید و اعداد و ارقام و امارها را مرور کنید. امیدواریم این اظهارات نادقیق در مورد هفت تپه تکرار نشود.
پیام همکار
اظهارات اشتباه توسط معاون پارلمانی وزیر اقتصاد درباره هفت تپه / 14 November 2020
هشدار!
همکاران سلام. با توجه به رسیدن به مرحله نهایی خلع ید از خاندان فاسد اسدبیگی اینها دارن سعی میکنن مقادیری از ابزار و تجهیزات و ماشین آلات شرکت رو خارج کنن و بفروشن.
به برخی مدیران گفتن هر کس موفق بشه ماشین آلات رو خارج کنه میتونه بفروشه و نصف پولش رو خودش برداره. به هیچ وجه اجازه ندیدم سرسوزنی از شرکت خارج بشه. به محض اینکه با خبر شدید دارن چیزی رو خارج میکنن سریعا به بقیه همکاران خبر بدید تا از خروج اموال خودمون جلوگیری کنیم.
در این شرایط حساس مراقب از شرکت و حفظ آرامش و دوری از تشنج و تنش باید در راس اقدامات ما باشه. مراقب عوامل اسدبیگی باشیم.
پیام همکار
هشدار! / 14 November 2020
تکذیبیه درباره بازگشت به کار تمام همکاران اخراجی و هشدار درباره تلاش هایی برای دفاع از اسدبیگی
در روزهای اخیر در پی اعتراضات متحدانه ما که منجر به بازگشت به کار پانزده تن از همکاران شد برخی اظهار نظرهای مقامات و رسانه واقعیت ها را به صورت اشتباه بیان میکنند و مثلا اعلام میکند تمام کارگران اخراجی یا بیکار شده هفت تپه به سر کار بازگشته اند.
یکی از این رسانه ها مرکز خبری قوه قضاییه است (که قطعا از منبع منتظری دادستان کل کشور که حامی اسدبیگی ها است) به اشتباه اعلام کرده که ضمن اینکه تمام پانزده کارگر اخراجی به سر کار بازگشته اند تمامی کارگران بیکار شده به علل دیگر نیز به سر کار بازگشته اند که این مورد را اکیدا تکذیب میکنیم.
◀️ اولا : هنوز پنج همکار ما منجمله محمد خنیفر، اسماعیل بخشی، سالار بیژنی و ایمان اخضری بلاتکیف یا اخراج هستند و بر خلاف قول و وعده های انواع و اقسام مسئولین، هنوز این عزیزان بلاتکلیف هستند.
◀️ دوما: بالغ بر چد صد همکار ما در که در زمره کارگران فصلی شمرده میشوند و منجمله همکاران ما در بخش غیرنیشکری بلاتکلیف و بیکار هستند. تعدادی از آنها موقتا در کشت به کار گرفته شده بودند اما اکثریت آنها بیکار هستند و برخی سابقه چند سال کار در هفت تپه را دارند. بسیاری از مقامات قول داده بودند بازگشت به کار این همکاران را پیگیری خواهند کرد که هیچ کاری نکردند.
به نظر میرسد برای تطهیر چهره و عملکرد اسدبیگی ها دست هایی در کار نشر اخبار و آمار اشتباه هستند. برخی به اشتباه ظرفیت دوازده هزار هکتار کشت نیشکر در هفت تپه را فقط سه هزار هکتار اعلام میکنند و برخی نیز به اشتباه اعلام میکنند همه همکاران اخراجی یا بلاتکلیف به کار بازگشته اند.
♨️ اسدبیگی و بخش خصوصی جنایت و تخریب و خیانت های بسیاری به شرکت و مردم منطقه روا داشته است که با صدها مصاحبه و انتشار اخبار کذب قابل رفو کردن نیست. تنها راه باقی مانده برای مسئولین انجام سریع خلع ید این بخش فاسد است. هرگونه توطئه در مسیر انجام خلع ید با اعتراضات گسترده و متحدانه و تعطیل ناپذیر کارگران هفت تپه مواجه خواهد شد.
جمعی از کارگران هفت تپه از بخش های مختلف- شنبه – ۲۴ آبان ۱۳۹۹
تکذیبیه درباره بازگشت به کار تمام همکاران اخراجی و هشدار درباره تلاش هایی برای دفاع از اسدبیگی / 14 November 2020
خلاصه ای از اخبار و گزارشات کارگری
اخباروگزارشات کارگری ۲۳ آبان ماه ۱۳۹۹
– اعتصاب کارگران خشمگین مجتمع پتروشیمی جم دراعتراض به سطح نازل حقوق،شرایط کاری نامناسب وبرای کوتاه شدن دست شرکت پیمانکاری
– تجمع اعتراضی کارگران متقاضی کارنسبت به رشوه گیری برای اشتغال مقابل ساختمان مدیریت کار وخدمات اشتغال سازمان منطقه ویژه اقتصادی انرژی پارس
– تجمع اعتراضی کارگران متقاضی کارنسبت به رشوه گیری برای اشتغال مقابل ساختمان مدیریت کار وخدمات اشتغال سازمان منطقه ویژه اقتصادی انرژی پارس
– ادامه اعتراضات کارگران شهرداری لوشان نسبت به عدم پرداخت ماه ها حقوق، وعده توخالی شهرداروندانم کاری های شورای شهر
– بیکاری کارگران کارخانه سیمان خاکستری نی ریزدرپی تعطیلی به علت ایجاد آلایندگی زیست محیطی
– سها مرتضایی:فعالیت صنفی جرم نیست!
– گزارشی درباره تجمع اعتراضی دامداران اصفهان نسبت به کمبود نهاده در دام شیری و گوشتی مقابل کشتارگاه صنعتی دام فساران
– جان باختن یک کارگر معدن امیر مجتمع معدنی آسمینون منوجان پس از ۱۰ روز دست وپنجه نرم کردن با مرگ دربیمارستان بندرعباس
– جان باختن کارگرشهرداری عسلویه حین کار براثرتصادف
کارگر / 14 November 2020
⭕️یک زندانی با هویت فرهاد وثوق در زندان خرم آباد بر اثر شکنجه زندان بانان کشته شد .
گویا حدی برای شکنجه و آزار متهمین برای ماموران وجود ندارد که در خیابان ، اطاق های بازجویی و یا زندان متهمین را تا سرحد مرگ شکنجه می دهند و به هیچ مقام یا نهادی هم پاسخگو نیستند ….
چندی پیش هم فردی با هویت مهرداد سپهری توسط گشت پلیس مشهد به قتل رسید …
@behnima
یک زندانی بر اثر شکنجه کشته شد . / 14 November 2020
اعتصاب غذای فاطمه داوند از بازداشت شدگان آبان۹۸ بوکان محبوس در زندان مرکزی ارومیه در اعتراض به تصمیم مسئولین زندان مبنی بر مخالفت با آزادی وی با پابند الکترونی.
#آزادی_فوری_و_بی_قید_و_شرط_زندانیان_سیاسی
@behnima
اعتصاب غذای فاطمه داوند / 14 November 2020
برهان منصورنیا ۲۸ ساله
#کشته_شدگان_آبان_۹۸
#آبان_ادامه_دارد
برهان ۲۸ ساله، فارغالتحصیل دکترای دامپزشکی بود. او در روز ۲۵ آبان بر اثر اصابت جنگی زخمی شد و ۳۴ ساعت بعد در بیمارستان جان باخت.
برقراری ارتباط با ادمین @isf_uni_admin
@isfahanuni97
برهان منصورنیا 28 ساله / 14 November 2020
محمدناصر مُقیسهای با نام مستعار ناصریان از دادگاه انقلاب به دیوان عالی کشور منتقل شد
از مقیسه به عنوان قاضی پروندههای امنیتی نام برده میشد.
پروندهٔ کارگران هفتتپه در شعبهٔ ۲۸ دادگاه انقلاب به ریاست مقیسه رسیدگی شده بود.
اسماعیل بخشی :
” کلی طول کشید تا منشی تلفظ صحیح فالوور رو بهش یاد بده، بعد گفت آقای بخشی دارای تفکر التفاتی(التقاطیِ) ملی گرا، کمونیست،سلطنت طلب،ارتباط با گروهک منافق، ارتباط با فرقه ی ضاله(دراویش) میباشد باخنده گفتم مگه سالاده؟ همه زدن زیر خنده
گفت حالا تو مسخره کن اما تشخیص فکرت با منه!”
#مرتجعین_کودن
#زنده_باد_انقلاب
#زنده_باد_جنبش_نان_کار_آزادی
@zan_j
محمدناصر مُقیسهای با نام مستعار ناصریان از دادگاه انقلاب به دیوان عالی کشور منتقل شد / 14 November 2020
دستکم ۳ تجمع اعتراضی برگزار شد
طی روزهای گذشته ، جمعی از اهالی روستای بکه شهرستان شهریار در استان تهران در مقابل ساختمان قوه قضائیه، شماری از کارگران شرکت کشت و صنعت کارون در محوطه این شرکت و گروهی از کارکنان میدان نفتی آزادگان شمالی واقع در شهرستان اهواز در محوطه محل کار خود، در تجمعاتی اعتراضی خواستار رسیدگی به مطالباتشان شدند.
دستکم ۳ تجمع اعتراضی برگزار شد / 14 November 2020
پاسخ شعله پاکروان به داماد قاضی مرگ، «حسن تردست»؛ بیشرف تر از این قاضی ندیدم، تف میکنم بصورت پدر زن تو…!
▪️داماد «حسن تردست» درپاسخ به تلاشها برای دستگیری قاضی مرگ جمهوری اسلامی، نوشته: با آبروی خانواده ما بازی نکنید. حکم های صادر شده از سوی آقای تردست، درست بوده او در کارهایش دقیق و حساس بوده و بهترین قاضی در ایران بوده است. انسان شریف، رستگار و …
▪️خانم پاکروان در لایو اینستاگرام گفت،
آقای رحیم علی پور شما دختر نه ساله ای دارید به اسم لیان که اگر نوزده ساله شد، ممکن است هر چیزی برایش پیش بیاید آیا می پذیرید یک نفر به او بگوید، اگر در معرض تجاوز بودی باید میگذاشتی تجاوز انجام شود و بعد نزد ما می آمدی.
آیا این را از هرکس و هر قاضی و… می شنیدید که به عزیزترین فرزندتان این را بگوید بصورتش تف نمی کردید. من تف می کنم! چون این قاضی یعنی پدر زن شما به دختر من گفت..!
«حسن تردست» رو به دختر جوان ١٩ ساله ی من کرد و گفت باید می گذاشتی تجاوز کند و بعد می آمدی…! شما می گویید او شریف بود. من می گویم بیشرف تر از این قاضی ندیدم. اگر چه همه قضات حکومت اسلامی بی شرف بودند، ولی این هم یکی از بیشرف ها بود.”
بیشرف تر از این قاضی ندیدم، تف میکنم بصورت پدر زن تو...! / 14 November 2020
بزودی مقبره صور اسرافیل و ملک المتکلمین پارکینگ بیمارستان لقمان تهران میشود.. همه چیز را برای پول و سود ویران می کنند، فرهنگ و تاریخ کشور هم در امان نیست.
همه چیز را برای پول و سود ویران می کنند / 14 November 2020
یگان موتور سوار سپاه ثارالله تهران در حال گشتزنی در اندیشه شهریار
این گشت زنی، نه نشانه ی اقتدار، که ترس و وحشت آنان را به تصویر می کشد
#آبان_خونین
#سالگرد_خیزش_سراسری مردم
یگان موتور سوار سپاه ثارالله تهران در حال گشتزنی در اندیشه شهریار / 14 November 2020
تصویر مربوط به امروز است؛ از میدان پارک مشهد.
در سالروز #خیزش_آبان و در وحشت از تکرار آن وارد صحنه شده اند.
براساس گزارش های شهروندان امروز در بسیاری نقاط در مسیر از شهریار تا رباط کریم نیروی ویژه کاملا مسلح مستقر کرده بودند.
کارگر / 14 November 2020
پنج سال زندان با دادگاهی سی ثانیهای! روایتی از دادگاه یکی از معترضان آبان ۹۸
▪️احمدرضا حائری زندانی سیاسی که به تازگی از زندان تهران بزرگ آزاد شده، روایت دادگاه یکی از معترضان آبان ماه سال گذشته را در اینستاگرام خود نوشته است. حائری نوشته:
▪️مهدی باقری جوان محجوب، مؤدب، شریف و زحمتکشی است، مهدی را چند روز پس از اعتراضات آبان خونین سال گذشته با برخوردهایی خشن و غیرانسانی بازداشت کردند و طی دادگاهی در دادگاه انقلاب تهران با شناسائی هویت و بدون هیچ فرصتی برای دفاع و بدون استفاده از حق قانونی داشتن وکیل، در جلسه ای که سی ثانیه بیشتر طول نکشید به اتهام اجتماع و تبانی جهت اقدام علیه امنیت ملی به اشد مجازات یعنی پنج سال زندان محکوم شد.
▪️روایتی که خواهید خواند کل جلسه دادگاه مهدی باقری بود که در آن به پنج سال زندان محکوم شد. روایت دادگاه مهدی باقری از متهمان اعترضات آبان با قضاوت قاضی عموزاد:
▪️قاضی:اسمت چیه؟
▪️متهم: مهدی باقری
▪️قاضی:شغلت چیه؟
▪️متهم: کابینت کار
▪️قاضی:بچه کجائی؟
▪️متهم: تهرانپارس
▪️قاضی:بیا اینجا را امضا کن!
▪️متهم: چیو امضا کنم؟ آخه حاج آقا من که کاری نکردم، اجازه بدید صحبت کنم!
▪️قاضی: گمشو برو بیرون!
▪️متهم: آخه چرا!؟
▪️قاضی: شماها را باید اعدام کرد!، اگر دست من بود همتون را اعدام میکردم!
▪️متهم: من کاری نکردم حاج آقا اجازه بدید….!
▪️قاضی: خفه شود برو همون جهنمی که ازش اومدی!
▪️متهم:کجا!؟
▪️قاضی:زندان!
پنج سال زندان با دادگاهی سی ثانیهای! روایتی از دادگاه یکی از معترضان آبان ۹۸ / 14 November 2020
#کامیار_ذوقی دانشجوی انسان شناسی دانشگاه تهران در دادگاه انقلاب به ۵ سال حبس محکوم شد!
▪️اردوی کار: بر اساس رای بدوی شعبه ۱۵ دادگاه انقلاب، کامیار ذوقی از بازداشت شدگان اعتراضات آبان ماه ۹۸، از بابت اتهام 《اجتماع و تبانی به قصد اقدام علیه امنیت کشور》به ۴ سال حبس تعلیقی و ۱ سال حبس تعزیری محکوم شد.
@senfi_uni_iran
#کامیار_ذوقی دانشجوی انسان شناسی دانشگاه تهران در دادگاه انقلاب به ۵ سال حبس محکوم شد! / 14 November 2020
تجمع بزرگداشت خیزش آبان در کرمانشاه
▪️به گزارش منابع خبری از کردستان همزمان با اولین سالگرد اعتراضات آبانماه و گسیل نیروهای ضد شورش به این مناطق مردم در میدان آزادی و محله نوبهار کرمانشاه تجمع کرده اند.
تجمع بزرگداشت خیزش آبان در کرمانشاه / 14 November 2020
ترکیه کشوری است ناامن برای پناهجویان سیاسی و مخالف جمهوری اسلامی!
▪️نسیبه شمسایی دختر خیابان انقلاب که شال سفید دختران خیابان انقلاب را بر فراز قله دماوند برافراشته بود در ترکیه بازداشت و از او به اجبار امضای نامه دیپورت را گرفته اند!
▪️نسیبه یک روز پس از دریافت حکم مجدد زندانش در دادگاه تجدید نظر، از ایران خارج و به ترکیه رفت. او اکنون در کمپ بازداشتیان شهر ادرنه در ترکیه است.
نسیبه در صورت دیپورت به ایران چند سال زندان دارد! جان نسیبه در خطر است! صدایش باشیم!
ترکیه کشوری است ناامن برای پناهجویان سیاسی و مخالف جمهوری اسلامی! / 14 November 2020
سومین روز اعتصاب کاکنان میدان نفتی آزادگان شمالی جز میادین غرب کارون در اعتراض بە پایین بودن حقوق و اجرایی نشدن طبقه بندی مشاغل
شرکت ملی نفت چین پیمانکار اصلی این میدان نفتی است که پروژه را از مهندسی و توسعه نفت(PEDEC) بە پیمانکار ایرانی شرکت ایران افق واگذار کردە است.
اکنون پیمانکار چینی سعی دارد با وعدەهای توخالی و دروغین کارکنان را مجبور بە امضای قرارداد کند کە این کارکنان تاکنون بە زیر بار نرفتەاند.
در پیام تحقیر آمیزی کە پیمانکار چینی ماە گذشتە بە کارکنان فرستادە، می گوید کە شرایط اقتصادی ایران بد است و بهتر است بە این کار راضی شوید.
سومین روز اعتصاب کاکنان میدان نفتی آزادگان شمالی جز میادین غرب کارون در اعتراض بە پایین بودن حقوق و اجرایی نشدن طبقه بندی مشاغل / 14 November 2020
فضای امنیتی در تبریز در سالگرد خیزش آبان
▪️در اولین سالگرد خیزش ابان امروز در تبریز هم فضا امنیتی شد و نیروهای امنیتی و انتظامی در چهار راه شهناز حضور داشتند. پیش از این از تجمع در کرمانشاه، حضور گسترده نیروهای انتظامی و امنیتی در شهریار و رباط کریم و همچنین حضور این نیروها در مشهد خبرهایی انتشار یافته است.
فضای امنیتی در تبریز در سالگرد خیزش آبان / 14 November 2020
میزان ارز اختلاس شده توسط بخش خصوصی هفت تپه برابر با هزینه ایجاد هفتصد هزار #شغل است!
بر اساس ارقام اعلام شده توسط معاونت اشتغال وزارت تعاون، کار و رفاه اجتماعی، در سال ۹۹ برای ایجاد هر شغل بهطور متوسط ۲۸۱ میلیون تومان نیاز است.
میخواهیم با محاسبات ساده اقتصادی بررسی کنیم که همین میزان ارز اختلاس شده توسط کارفرمای بخش خصوصی در هفت تپه یعنی اسدبیگی-رستمی، اگر قرار بود به جای اسدبیگی به شرکت هفت تپه تحت اختیار و مدیریت کارگران داده شود میتوانست چه میزان شغل ایجاد کند.
عدد اختلاس ارزی اسدبیگی-رستمی یک و نیم میلیارد دلار بوده است. ( طبق براوردهای وزارت کار، برای ایجاد هر شغل در سال ۹۹ بهطور متوسط ۲۸۱ میلیون تومان نیاز است. دلار را به ارزش متوسط آبان ۱۳۹۹ در نظر میگیریم):
در اینصورت این مبلغ ارز اختلاس شده توسط اسدبیگی-رستمی میتوانست در حدود صد و سی و سه هزار و چهارصد و پنجاه و یک شغل ایجاد کند! نه اینکه صد و سی و سه هزار نفر را سر یک کار و کارگاه یا کارخانه از قبل آماده مثل هفت تپه ببرد. بلکه این رقم میتواند از صفر و از هیچ زمین بخرد و تجیهزات بخرد و سرمایه گذاری کند؛ تشکیلات صنعتی و تولیدی کاملا جدید و در جای جدید و با امکانات جدید راه اندازی کند و صد و سی و سه هزار نفر را به کار مشغول کند.
اما در مورد هفت تپه موضوع متفاوت است:
اگر همین میزان سرمایه اختلاس شده را قرار بود در شرکتی از قبل آماده مانند هفت تپه سرمایه گذاری کنند که حتی در نقاط ساخته و پرداخته نشده و بیکار در شرکتش، زمین و ملک و آب و امکانات کافی دارد بنابراین هزینه ایجاد شغل بسیار کمتر میشد زیرا نیاز به سرمایه گذاری برای خرید ملک و تهیه آب و نظایر آن وجود نداشت. در ضمن تجهیزات مختلف زیربنایی و تاسیسات و پمپ و نیروگاه برق و امثالهم هم وجود داشت. فرض کنیم که کاری به مزارع نیشکر و کارخانه هم نداشته باشیم و در آنها هم هیچ تغییری ندهیم.
در این صورت باز هم برای سرمایه گذاری و ایجاد شغل، مقدار زیادی از امکانات اولیه موجود بود. مثلا برای ایجاد هر شغل مخصوصا در زمینه کشاورزی و صنایع وابسته و نیاز به سرمایه گذاری اولیه ملک و آب نداشتند. نتیجتا برای ایجاد هر شغل در هفت تپه و در رشته های کشاورزی رقمی در حدود پنجاه میلیون تومان و برای هر شغل درصنایع جانبی کشاورزی رقمی در حدود صد میلیون تومان نیاز داشتند.
بدین ترتیب اگر قرار بود یک و نیم میلیارد دلار اختلاس شده توسط اسدبیگی-رستمی در هفت تپه به کار گرفته شود میتوانست هفتصد و چهل و نه هزار و نهصد و نود و نه نفر را در بخش کشاورزی مشغول به کار کند. ( به طور خلاصه هفتصد و چهل هزار نفر).
دقت کنید که رقمی که صرفنظر کردیم و عدد را گرد کردیم رقم نه هزار و نهصد نفر بود یعنی نزدیک به دو برابر شاغلین در هفت تپه را فقط به عنوان عدد خرد کنار گذاشتیم.
اگر قرار بود این مبالغ ارز اختلاس شده توسط اسدبیگی ها در صنایع جانبی کشاورزی سرمایه گذاری شود میتوانست در حدود سیصد و هفتاد و چهار هزار و نهصد نفر را در هفت تپه مشغول به کار کند.
✅ ممکن است کسی بگوید که هفت تپه ظرفیت پذیرش، اسکان و دادن امکانات زندگی به هفتصد و چهل هزار نفر را ندارد. این بحثی دیگر است اما ماجرا از این قرار است که با محاسبات اقتصادی میتوان به سادگی دریافت که میزان ارز اختلاس شده توسط اسدبیگی میتوانست برای هفتصد و چهل هزار نفر شغل ایجاد کند.
اما در شرکت هفت تپه حتی هفت هزار کارگر را شاغل نکردند و بالغ بر دو هزار نفر از کارگران این شرکت در بدترین شرایط و به کار فصلی و فقط در چند ماه مشغول هستند.
بین هفتصد و چهل هزار نفر ظرفیت اشتغال با ارز اختلاس شده و پنج هزار نفری که در اوج فصل های اشتغال در این شرکت مشغول میشوند فاصله زیادی است! یعنی ارزهای اختلاس شده توسط اسدبیگی-رستمی میتوانست صد و پنجاه برابر تعداد حال حاضر شاغلین شرکت هفت تپه را مشغول به کار کند!
کل جمعیت شهری شوش و اندیمشک، دزفول، شوش و شوشتر برابر با پانصد و پنجاه هزار نفر است. یعنی معادل کل این جمعیت میتوانست با ارز اختلاس شده توسط اسدبیگی به کار مشغول شود.
خلاصه: با میزان ارز اختلاس شده توسط اسدبیگی-رستمی که با اعتبار هفت تپه اختلاس شده، میشد برای معادل جمعیت تمام جمعیت این منطقه اعم از این شهر ها و بخش ها و روستاها اشتغال زایی شود( هفتصد هزار شغل):
برابر با کل جمعیت شهر شوش، حر- بیت چریم، حسین آباد، بن معلی، الوان-عبدالخان، آهودشت، فتح المبین-صرخه/سرخه-چنانه، شاور-سید عباس و … کل روستاهای و بخش های شوش و همچنین کل جمعیت دزفول و اندیمشک و شوشتر و کارون و گتوند.
م.بهداد – #کارشناس #اقتصاد- آبان ۱۳۹۹
مقاله دریافتی- انتشار: کانال مستقل کارگران هفت تپه
میزان ارز اختلاس شده توسط بخش خصوصی هفت تپه برابر با هزینه ایجاد هفتصد هزار #شغل است! / 14 November 2020
بیانیه
بیانیهی کانون نویسندگان ایران به مناسبت سالگرد اعتراضات مردمی آبان ۹۸
.
پایمال کردن حق آزادی بیان و سرکوب اعتراضهای مردم در کشور ما پدیدهای نوظهور نیست. جمهوری اسلامی بیش از چهل سال به جای به رسمیت شناختن حق آزادی اندیشه و بیان، حق تأسیس تشکلهای صنفی مستقل و حق برگزاری تجمعهای اعتراضی مسالمتآمیز، همواره شیوهی اعمال فشار، بگیر و ببند و سرکوب را در پیش گرفته است.
سرکوب خشونتبار اعتراضات گستردهی مردم در آبان ماه سال گذشته و کشته و مجروح شدن صدها نفر و بازداشت هزاران نفر، که تنی چند از آنان به چوبهی دار سپرده شدند، تعدادی از آنها هنوز در زنداناند و برای تعدادی دیگر حکم اعدام صادر شده است، نشانهی آشکار نقض بدیهیترین حقوق انسانی، یعنی حق آزادی بیان است.
حکومت نه تنها حق آزادی بیان مردم را به شکلی فجیع سرکوب کرده بلکه همچون موارد مشابه، راه دادخواهی را بر بازداشتشدگان و خانوادههای قربانیان بسته و حتی حق سوگواری آنان را نیز به شیوههای مختلف سلب کرده است.
آنان که در آبان خونین ۹۸ به خیابانها آمدند آیا جز این بود که میخواستند رنجها و خواستههای خود را بیان کنند؟
از آبان ِ گذشته تا به امروز نه تنها بهبودی در شرایط زندگی و معیشت مردم ایجاد نشده، بلکه وضع به مراتب بدتر و غیرقابل تحملتر شده است. شانههای مردم زیر فشار جانفرسای گرانی خرد شده و سقوط سرسامآور ارزش پول ملی در یک سال گذشته مردم فقیر را فقیرتر کرده و بسیاری دیگر را به زیر خط فقر رانده است.
در چنین شرایطی بدیهی است که خواستههای مردم در آبان گذشته همچنان به قوت خود باقی باشد و مردمی که جانشان به لب رسیده و هیچ چشمانداز روشنی پیش روی خود نمیبینند، زبان به اعتراض بگشایند و مطالباتشان را بیان و حتی فریاد کنند.
اما آنچه در ماههای اخیر شاهد آن بودیم حکایت از آن دارد که حاکمیت به جای تسلیم شدن در برابر خواست مردم، بر آن است که با اعمال خفقان عمومی و سانسور رسانهها و صداهای مستقل بر واقعیت موجود سرپوش بگذارد.
مواردی چون افزایش فشار بر تشکلهای مستقل دانشجویی و فعالین صنفی و سندیکایی و مدنی، ایجاد محدودیتهای بیشتر برای رسانهها و شبکههای اجتماعی، بازداشتهای گستردهی روزنامهنگاران و نویسندگان، از جمله سه عضو کانون نویسندگان ایران (رضا خندان مهابادی، بکتاش آبتین و کیوان باژن)، صدور حکمهای سنگین برای بازداشتشدگان اعتراضات دی ماه ۹۶ و آبان ۹۸، بازداشت معترضان به ساقط کردن هواپیمای مسافربری و تهدید تعدادی از آنان که دست از دادخواهی برنداشتهاند، تشکیل گشت به اصطلاح امنیتی محلهها، افزایش فشار امنیتی بر خانوادههای معترضان و قربانیان در آستانهی سالگرد آبان ۹۸ و… همگی نشان از آن دارد که سیاستگذاران کشور کماکان راهِ بستن دهان منتقدان و سرکوب مردم معترض را در پیش گرفتهاند.
کانون نویسندگان ایران در سالگرد آبان ۹۸ بار دیگر حمایت خود را از حق اعتراض مردم و حق دادخواهی خانوادههای قربانیان و زندانیان آبان ۹۸ و دی ۹۶ اعلام میکند و به حکومت هشدار میدهد که به سیاست ارعاب و سرکوب معترضان و آزادیخواهان پایان دهد و همهی زندانیان عقیدتی و سیاسی را بیقید و شرط آزاد کند.
کانون نویسندگان ایران
۲۴ آبان ۱۳۹۹
بیانیهی کانون نویسندگان ایران به مناسبت سالگرد اعتراضات مردمی آبان ۹۸ / 14 November 2020
#سرخط : امروز شنبه ۲۴ آبانماه، نخستین سالروز جانباختن «محمد حمزه بریهی» کودک ۱۷ سالهی ساکن کوی آسیهآباد (خزعلیه) اهواز در اعتراضات آبان خونین ۹۸ است.
محمد حمزه بریهی در واپسین ساعات ۲۴ آبانماه از فاصلهی ۵ متری با شلیک گلولهی کلت کمری ماموران امنیتی جان خود را از دست داد. پیکر او روز جمعه اول آذر ۹۸ به خانواده تحویل داده و بهخاک سپرده شد.
نام محمد حمزه بریهی، در کنار اسامی دیگر کودکانان و نوجوانان جانباختهی اعتراضات آبان خونین ۹۸ قرار خواهد گرفت. کودکانی بعضا از مناطق حاشیهنشین و فرودست که عکس منتشر شده از آنان، تنها تصویر و در نتیجه آخرین عکس زندگیشان بوده است:
۱- امیرحسین داوود وند ۱۷ ساله
۲- ساسان عیدی وند ۱۷ ساله
۳- محمدجواد عابدی ۱۷ ساله
۴- آرمین قادری ۱۵ ساله
۵- حسام بارانیراد ۱۷ ساله
۶- آروین رانین ۱۷ ساله
۷- آریان رجبی ۱۷ ساله
۸- آریا ۱۷ ساله
۹- محمدرضا احمدی ۱۷ ساله
۱۰- سیداحمد موسوی جعاوله ۱۷ ساله
۱۱- محسن آلبوعلی ۱۷ ساله
۱۲- رضا نیسی ۱۶ ساله. اهواز
۱۳- محمد بریهی ۱۷ ساله
۱۴- مجاهد جامعی ۱۷ ساله
۱۵- احمد آلبوعلی ۱۷ ساله
۱۶- احمدخواجه آلبوعلی (دریس) ۱۷ ساله
۱۷- محسن محمد پور ۱۷ ساله
۱۸- علی غزلاوی ۱۲ ساله. میدان الله خرمشهر
۱۹- خالد غزلاوی ۱۶ ساله
۲۰- محسن محمدپور ۱۷ ساله
۲۱- محمدحسین داستانخواه ۱۵ ساله
۲۲- علیرضا استوان ۱۷ ساله
۲۳- جواد بابایی ۱۵ ساله
۲۴- نیکتا اسفندانی ۱۴ ساله
۲۵- مهدی ولیپور ۱۶ ساله
۲۶- آرش کهزادی ۱۶ ساله
۲۷- علیرضا نوری ۱۷ ساله
۲۸- امیررضا عبدالهی ۱۳ ساله
۲۹- علی موسوی ۱۲ ساله.
۳۰_ احمد جعاوله ۱۷ ساله. شوشتر
#آبان_ادامه_دارد #جان_فشانان #علیه_فراموشی #دادخواهی
#نه_میبخشیم_نه_فراموش_میکنیم
نخستین سالروز جانباختن «محمد حمزه بریهی» کودک ۱۷ سالهی ساکن کوی آسیهآباد (خزعلیه) اهواز / 14 November 2020
سازمان حقوق بشری ههنگاو از کشته شدن فرهاد وثوقی، زندانی ۲۷ ساله، بر اثر شکنجه نیروهای امنیتی زندان مرکزی خرمآباد خبر داد.
⚡️بنابر این گزارش، فرهاد وثوقی ۲۷ ساله، متاهل و پدر یک کودک سه ماهه، اهل هرسین و ساکن روستای تنگ پری شهرستان نورآباد در استان لرستان بود که از مدتی قبل به همراه برادرش مصطفی وثوقی و به اتهام مشارکت در قتل حسین جوزی بازداشت و زندانی شده بود.
⚡️یک منبع مطلع گفته است که «فرهاد وثوقی از روز دوم بازداشت تا زمانی که به قتل رسیده در سلول انفرادی زندان مرکزی خرمآباد محبوس بوده است.»
در گواهی فوت صادره برای این زندانی تاریخ مرگ او ۲۰ آبان ماه اعلام شده است و به گزارش سازمان حقوق بشری ههنگاو «خانواده وثوقی روز جمعه ۲۳ آبان جسد فرزندشان را از پزشک قانونی خرمآباد تحویل گرفتهاند.»
بنابر گزارش منابع محلی مقامهای دادستانی خرمآباد خانواده فرهاد وثوقی را تهدید کردهاند که از مصاحبه با رسانهها خودداری کنند.
#آبان_ادامه_دارد
#علیه_فراموشی
#نان_کار_آزادی_اداره_شورایی
@zan_j
کشته شدن فرهاد وثوقی، زندانی ۲۷ ساله، بر اثر شکنجه نیروهای امنیتی زندان مرکزی خرمآباد خبر داد. / 14 November 2020
به نام خداوند جان و خرد
بیانیه کانون صنفی معلمان ایران(تهران) پیرامون آزادی #محمد_حبیبی
#محمد_حبیبی عضو هیئت مدیره کانون صنفی معلمان ایران (تهران) پس از تحمل نزدیک به ۳ سال حبس روز ۲۰ آبان ماه ۱۳۹۹ از زندان تهران بزرگ آزاد شد.
کانون صنفی معلمان ایران (تهران) آزادی ایشان را به همسر صبور و مقاوم، جامعه معلمان کشور و مردم آزادیخواه ایران تبریک و تهنیت میگوید.
ما نه تنها بر این باوریم که فعالان صنفی مانند محمود بهشتی، علی اکبر باغانی، رسول بداقی، محمود باقری، اسماعیل عبدی ، محمد حبیبی ، محمدتقی فلاحی و … که هدفی جز اعتلای آموزش و فرهنگ این جامعه نداشته و ندارند، نباید با کوچکترین ناملایمتی روبرو شوند، بلکه شایسته میدانیم که این گونه کنشگران صنفی، به عنوان بازتاب دهندگان کاستیهای نظام آموزشی، قدر بینند و بر صدر نشینند.
با این وجود تمامی این عزیزان، احکام ناعادلانه زندان خود را در جهت تحکیم مناسبات جامعهی مدنی پذیرفتند و دوران طولانی آن را کم و بیش، صبورانه تحمل کردهاند تا به بهترین شکل نشان دهند که قانونشکنان واقعی و برهم زنندگان امنیت اجتماعی چه کسانی هستند.
در همین راستا، از #اسماعیل_عبدی میتوان نام برد که اگرچه دوران زندان خود را به پایان رسانده و با بیماری و مشکلات جسمی مختلف دست به گریبان است، اما به بهانههای واهی از آزادی او، ممانعت به عمل می آورند.
#محمد_حبیبی نمونهی دیگری است که دوران حبس تحمیلی را به تایید مسئولان زندان با بالاترین درجه از بردباری و متانت گذرانده است.
لازم به یادآوریاست آنچه در کنار درخشش نام این معلمان آزاده، معمولاً نادیده میماند، مسئولیتپذیری، بردباری، عقلانیت، مداومت درپیگیریهای حتی روزانهی مسائل حقوقی توسط همسران و پر کردن جای خالی پدر برای فرزندان در حساسترین مراحل زندگی است و هر کدام از این بانوان گرانقدر، میتوانند الگو و نمونهای باشند برای سایرین.
کانون صنفی معلمان تهران ضمن تاکید بر قانونی بودن فعالیتهایش، عملکرد مستقل، صنفی و مدنی خود و حفظ موضع هموارهی این سالها در نفی برخوردهای امنیتی با فعالان صنفی؛ از رویکرد جدید قوه قضاییه در کاهش مجازات حبس استقبال مینماید و معتقد است برای مهار بحرانهای متعددی که جامعه و حکومت را به ورطههای هولناک می کشاند، لازم است تغییری عمیق در رویکردهای حاکمان در حوزه های اقتصادی، سیاستگذاریِ داخلی و خارجی، رویه های قضایی و… در پیش گرفته شود تا مانع گسترش بیشتر شکاف عمیق ایجاد شده میان دولت و ملت گردد.
#کانون_صنفی_معلمان_ایران(تهران)
۹۹/۸/۲۴
بیانیه کانون صنفی معلمان ایران(تهران) پیرامون آزادی #محمد_حبیبی / 14 November 2020
اعتراضات آبانماه دانشجویان دانشگاه اصفهان:
صبح روز ۲۵ آبان، شروع خونینترین قیام اجتماعیای که شهر اصفهان پس از انقلاب ۵۷ به خود دیده بود؛ در این روز اعتراضات در حدود ۲۰ نقطه شهر طبق فراخوان اجتماعات مردم و ابتداً نسبت به گرانی بنزین آغاز شد.
دانشجویان دانشگاه اصفهان بهدلیل موقعیت جغرافیای دانشگاه و همینطور میزان سراسری بودن اعتراضات، محل فراخوان خود را در دانشگاه انتخاب نکردند و پیش از ظهر روز بیست و پنجم آبان، فراخوان تجمع اعتراضی خود را در میدان آزادی اصفهان (دروازه شیراز) صادر کردند.
در تجمعی که در کنار دانش آموزان و عموم مردم، جمعیت آن به ۱۵۰ تا ۲۰۰ نفر میرسید، دانشجویان دانشگاه اصفهان در نقاط مختلفی از این جمعیت، اعتراض علیه گرانی بنزین را به اعتراض علیه کلیت سیستم تبدیل کردند و با سر دادن شعارهایی که تعرض نسبت به حکومت را در صدر قرار میداد، تجمع را موثرتر ساختند و افراد بیشتری از شهروندان را به آن جذب کردند.
دانشجویان همصدا و پیشتاز سایرین، شعارهایی علیه فقر و فلاکتی که حکومت به مردم تحمیل کرده سر دادند و دو بار با نیروهای سرگوبگر حکومت که به مردم حمله میکردند درگیر شدند و آنان را به عقب راندند.
در نهایت و با نزدیک شدن به ظهر، قسمتی از جمعیت (عموما شهروندان) با اشاره به محل پیشنهادی بعدی برای تجمع آتی، صحنه اعتراضات را ترک کرد و این مسئله موقعیت را برای نیروهای سرکوب فراهم آورد تا باقی جمعیت را پراکنده کنند.
اعتراض در روزهای بعدی:
به دلیل ایجاد منع آمد و رفت گسترده در دانشگاه و کنترل عبور و مرور در ساعتهای نزدیک به اعتراضات توسط حراست و همچنین استقرار نیروهای انتظامیای که در قالب وَنهای ناشناس و مینی بوسهای بسیج دانشگاه وارد مجموعه خوابگاهها و نزدیک ورودی و خروجیهای دانشگاه شده بودند، دانشجویان از روزهای بعد از ۲۵ آبان ساعت و مکان تمام فراخوانهای خود را به صورت غیرعلنی و تنها در جمعهای مورد اعتماد اعلام کردند.
طبق گزارشات تیمهای مختلف دانشجویی حاضر در تجمعات اعتراضی آبان:
مکان تجمعات تودهای که مورد حمایت دانشجویان قرار گرفت در پل فلزی، سه راه سیمین، سی و سه پل تا انقلاب، دروازه دولت و چهار راه تختی بود.
استراتژی جابجایی و تعقیب و گریز بین محلهها و قسمتهای مختلف شهر موجب عدم تمرکز نیروهای سرکوب و به تبع تجمعات و اعتراضاتی موثر شده بود که نتیجه آن طبق گزارشات موثق دانشجویان از صحنه، علاوه بر آتش زدن ۲ دستگاه اتوبوس نیروهای سرکوبگر، حداقل ۳ ماشین نیروهای لباس شخصی و انتظامی، ۴۰ شعبه بانک در قسمتهای مذکور و تخریب بنرها، ایستگاههای تبلیغاتی و … در اکثر چهارراههای حیاتی شهر، اختلال جدی در ۲ ایستگاه مترو و به تعطیلی کشاندن متروی کل شهر و همراهی اعتصاب گونه شبکه حمل و نقل شهری و بین شهری، شامل تاکسیرانی و اتوبوسرانی در سرتاسر شهر اصفهان شد.
پس از اعتراضات آبان:
پس از اعتراضات آبان و حمایت تشکل مستقل از حکومت و دانشجویی دانشجویان پیشرو دانشگاه اصفهان از اعتراضات آبان، تبیین جایگاه سیاسی این اعتراضات و بیان صریح لزوم مبارزه شهری و سازماندهی انقلاب به منظور تغییر تمام مناسبات اقتصادی و سیاسی و اجتماعی موجود، در سکوت تمام تشکلهای حکومتی وابسته اعلام شده و میشود:
#آبان_ادامه_دارد
برقراری ارتباط با ادمین @isf_uni_admin
@isfahanuni97
اعتراضات آبانماه دانشجویان دانشگاه اصفهان: / 14 November 2020
ابطال قطعی واگذاری شرکتکشت وصنعت مغان
امتداد-گروه خبر: شرکت کشت و صنعت و دامپروری مغان در اجرای قانون خصوصی سازی درسال ۸۸ درلیست واگذاری ها قرارگرفت و بعد از چهار فقره اگهی نهایتا درسال۹۷ ازطریق به بخش خصوصی واگذار شد این واگذاری ازهمان روز اول مورد اعتراض کثیری از نخبگان محلی و دوستداران بخش کشاورزی قرار گرفت.
مخالفین واگذاری براین باور بودند که در تاریخ واگذاری مهلت ۶ ماهه تعیین قیمت کارشناسی اراضی و ابنیه و کارخانجات شرکت به اتمام رسیده بوده است و قیمت واگذاری نیز خیلی نازل تر از قیمتهای واقعی روز تعیین گردیده و و خریدار نیز بدلیل قرارگرفتن در لیست بدهکاران بانکی فاقد اهلیت بوده است
و برخی از منقدین نیز اساسا براین باور بودند که شرکت مغان بعنوان بانک ژن برای تولید بذر کشور باید از لیست واگذاری به بخش خصوصی خارج شود.
این واگذاری در طول دوسال گذشته منجر به اعتراضات مردمی و کارگری گردید بطوریکه چندین نفر از کارگران شرکت درپی اعتراضات از کار اخراج شدند و طومارهای زیادی حتی با بیش از ۱۵ هزار امضا به مراکز تصمیمگیری ارسال شد نهایتا با طرح این اعتراضات در سازمان خصوصی سازی موضوع به هیات داوری ارجاع گردید.
به گزارش امتداد، هیات داوری رای ابطال واگذاری شرکت را صادر کرد ولی با اعتراض خریدار به رای هیات داوری موضوع در یکی از شعبات حقوقی دادگستری تهران مورد رسیدگی قرار گرفت و با رد اعتراض خریدار حکم هیات داوری در ابطال واگذاری شرکت کشت وصنعت مغان تائید گردید و به این ترتیب واگذاری شرکت کشت و صنعت و دامپروری مغان بصورت قطعی باطل شد.
منبع: امتداد
بازنشر: کانال مستقل کارگران هفت تپه
ابطال قطعی واگذاری شرکتکشت وصنعت مغان / 14 November 2020
#سرخط : فراخوان به تجمع برلین در همبستگی با خیزش آبان ۹۸، همزمان با ۳۸ تشکل دموکراتیک و چپ در شهرهای مختلف ۱۳ کشور جهان در ۱۴ نوامبر ۲۰۲۰
برای حمایت از پیکار جنبش مردم برای نان و آزادی، لغو مجازات اعدام و آزادی بیقید و شرط همهی زندانیان سیاسی.
⚪️ ویدئوی برلین در ساعاتی پیش
▪️از صفحهی توییتر منوچهر
فراخوان به تجمع برلین در همبستگی با خیزش آبان ۹۸ / 15 November 2020
مقاومت مردم در مقابل تعرض نیروی انتظامی در بازار زاهدان
◾️ وقتی که گفته می شود ترس مردم از نیروهای سرکوبگر ریخته است یعنی این صحنه ها
" ترس مردم از نیروهای سرکوبگر ریخته است" / 15 November 2020
از وحشتِ یک ترانه ما را کشتند
با رویشِ هر جوانه ما را کشتند
گفتند که از منطقتان بیزاریم
هر بار به یک بهانه ما را کشتند
«امیر اخوان»
"هر بار به یک بهانه ما را کشتند" / 15 November 2020