Share

پس از ترور محسن فخری‌زاده، اصول‌گرایان به ویژه نیروهای تندروتر در میان آنها، حمله‌ای همه‌جانبه را علیه دولت حسن روحانی ترتیب داده‌اند. هرچند محتوای این حمله‌ها نهی مذاکره است، محمدجواد ظریف، وزیر خارجه جمهوری اسلامی می‌گوید این نیروها در حال پیام‌فرستادن برای آمریکا هستند که با این دولت مذاکره نکنید و با ما مذاکره کنید.

اوج این تنش‌ها در تصویب طرح دو فوریتی مجلس تحت کنترل اصول‌گرایان تندرو با عنوان «اقدام راهبردی برای لغو تحریم‌ها و صیانت از منافع ملت ایران» بود که ظرف ۲۴ ساعت در شورای نگهبان نیز به تأیید رسید. حسن روحانی رئیس‌جمهوری آن را مضر خواند و اسحاق جهانگیری معاون اول رئیس‌جمهوری آن را دخالت در اختیارات قوه مجریه توصیف کرد.

آنچه در زیر می‌آید، مروری بر نظرات منتشرشده در روزنامه‌ها و رسانه‌های نزدیک‌تر به اصلاح‌طلبان و اعتدالی‌های حامی دولت روحانی درباره طرح مجلس است. پیش از این نظرات بازتاب‌یافته در رسانه‌های اصول‌گرایان تندرو را در زیر مرور کرده بودیم:

مجلس علیه برجام: مروری بر نظر تحلیلگران رسانه‌های تندرو اصول‌گرا درباره مذاکره

محمدباقر قالیباف رییس مجلس و چند نماینده دیگر

انتخابات ۱۴۰۰ و پیام برای دولت آمریکا: با دولت بعدی مذاکره کن

حسین مرعشی سخنگوی حزب کارگزاران سازندگی در یادداشتی برای روزنامه دولتی «ایران»، همچون محمدجواد ظریف بر این باور است که تصویب این طرح می‌تواند فرستادن این پیام به آمریکا باشد که دولت فعلی دیگر کارش تمام شده و با دولت بعدی مذاکره کنید:

«نمایندگان محترم و رقبای عزیز دولت فعلی علاقه دارند تا پیامی از ایران به خارج برسد که قبل از استقرار دولت بعدی، امکانی برای پیشرفت در مذاکره و گفت‌و‌گوهای برجامی وجود ندارد و قدرت تصمیم‌گیری در این خصوص در اختیار دولت فعلی نیست. البته هر انسان وطن‌دوست و عاقلی تمایل ندارد که صحت این مورد بیش از یک فرضیه احتمالی باشد چرا که معنای آن معطل کردن زندگی ۸۰ میلیون نفر و استمرار فشار اقتصادی بر آنها به مدت حداقل ۱۰ ماه دیگر خواهد بود.»

علی صارمیان، روزنامه‌نگار نیز در یادداشتی برای «اعتماد» می‌نویسد که مجلس از طریق این طرح می‌خواهد «با خروج از برجام، مذاکره‌کنندگان فعلی را کنار بگذارد و آنها را در آن ور میز بی‌اعتبار سازد. مجلسیان نسبت به این مساله درحال اقدام هستند.»

روزنامه شرق نیز در گزارشی به همین نکته اشاره می‌کند:

«رئیس پیشین کمیسیون امنیت ملی و سیاست خارجی مجلس هم گفته بنده پشت این طرح مجلس یک روح جناحی می‌بینم، نه روح ملی! و این خطرناک است. این روح جناحی به این فکر می‌کند که برجام یک امتیاز است و می‌خواهد این امتیاز به دولت کنونی نرسد. اثر این طرح در حوزه دیپلماسی عمومی برای کشور ویرانگر است؛ یعنی بهانه‌ای دست دشمنان ایران می‌آید.»

حتی روزنامه جمهوری اسلامی هم مصوبه مجلس را معطوف به انتخابات ۱۴۰۰ دانسته و نوشته است:

«اشتباه محض است که آقایان خیال کنند راه برای انتخابات ۱۴۰۰ هموار می‌شود. برعکس، با این اقدامات تلافی‌جویانه حتما موقعیت حداقلی فعلی را نیز از دست خواهند داد. چون حافظه تاریخی مردم کار می کند و بخوبی می داند همه سردمداران این رویکرد ها با اصل برجام و مذاکره موافق بودند و صریحاً می گفتند مگر می شود با آمریکا مذاکره کرد بدون آنکه بالاترین سطوح تصمیم گیری نظام اجازه نداده باشد؟ حال که علیرغم مخالفت دولت و وزارت خارجه، زور خط دهندگان افراطی چربیده و برای تصویب کلیات طرحی که سفره امروز ملت را ازدیروز کوچک تر کرده است، الله اکبر می گویند به آنان امیدی نیست، چون غیر از منافع خود به چیز دیگری نمی اندیشند، فقط این امیدواری باقی است که این در حد یک حرکت سیاسی نمادین در پاسخ به ترور شهید فخری زاده باقی بماند، و مراجع بالا دستی از بروز تبعات سنگین این اقدامات که دولت و دستگاه دیپلماسی و نارضایتی عمومی را نشانه رفته است، جلوگیری نمایند.»

آرمان ملی، یک روزنامه اصلاح‌طلب دیگر نیز در یادداشتی به قلم امید کاجیان حرکت مجلس را حرکتی در راستای انتخابات ۱۴۰۰ می‌شمرد:

«ترور فخری‌زاده به نظر می‌آید که راه را برای نوشتن خیلی از سناریوهای علیه دولت در چنین شرایطی فراهم کرده است. درحالی‌که روی کار آمدن بایدن به‌عنوان رئیس‌جمهور آینده، دولت و بدنه وزارت خارجه ایران را به این تکاپو انداخته بود تا هرچه سریع‌تر از فرصت به‌دست‌آمده برای ازسرگیری برجام و بهبود اوضاع استفاده کند اما در آن سوی دیگر ظاهرا جریان اصولگرا که می‌داند در آستانه انتخابات ۱۴۰۰، بهبود شرایط چندان به نفع این جناح نیست تلاش دارد تا دو استراتژی را در این راستا دنبال کند.»

به باور کاجیان این دو استراتژی از این قرار است: اینکه مشکلات اقتصادی کشور ربطی به تحریم‌های آمریکا ندارد و مقصر دولت است؛ و دوم نابودی برجام:

« حادثه ترور اخیر، ظاهرا بهانه‌های لازم به مجلس یازدهم برای استراتژی دوم یعنی نابودی کامل برجام نیز داده است، آنها پیش از ورود عملی به این موضوع تلاش داشتند تا با متهم کردن بازرسان آژانس اتمی و همینطور یوکیا آمانو مدیرکل پیشین و مرحوم این آژانس زمینه‌های حرکت برای نابودی کامل برجام را فراهم سازند. طی روزهای اخیر بارها از سوی این نمایندگان، بازرسان و مدیرکل سابق آژانس جاسوس خوانده شده و از عوامل ترور فخری‌زاده نام گرفتند. این در حالی است که همزمان با این شانتاژ رسانه‌ای، مجلس با پیش بردن چنین استراتژی، طرحی را به نام اقدام راهبردی برای لغو تحریم‌ها نیز تصویب کرد؛ طرحی که البته به نظر می‌آید راهبردی برای اعمال فشارها بیشتر علیه ایران این‌بار نه فقط از سوی آمریکا بلکه جامعه بین‌المللی است»

فرآیند شتاب‌زده

اعتدالیون و اصلاح‌طلبان در رسانه‌های خود بارها به فرآیند تصویب طرح مجلس و تأیید آن از سوی شورای نگهبان تاخته‌اند. به گفته‌ی آنها،‌ از یک سو مجلس اختیاری در این حیطه ندارد و مسئولیت مذاکرات هسته‌ای با دولت و شورای عالی امنیت ملی است. و از سوی دیگر، مجلس شتاب‌زده و بدون بررسی همه‌جانبه طرح دوفوریتی را تصویب کرد ــ هرچند به ادعای قالیباف چهار ماه روی آن کار تحقیقاتی انجام شده است. و علاوه بر آن، رد مصوبه روز بعد تصویب در شورای نگهبان، رفع ایراد آن از سوی مجلس و تصویب مجددش در شورای نگهبان طی چند ساعت به نوشته روزنامه شرق «اقدامی بی‌سابقه» است و به باور بسیاری از تحلیلگران نشان از تشکیل جبهه‌ای واحد علیه دولت حسن روحانی دارد.

به علاوه، اسحاق جهانگیری، معاون اول رئیس‌جمهوری و علی ربیعی، سخنگوی دولت پس از تصویب طرح مجلس، آن را دخالت در امور قوه مجریه برای دانستند.

روزنامه اعتماد نیز می‌نویسد:

« دولت نه‌تنها به‌دلیل اشکال و ایرادهای حقوقی و مالی با این مصوبه مخالفت کرده بلکه معتقد است که اساسا موضوعاتی چون برجام که امنیت ملی کشور را تحت‌تاثیر قرار می‌دهد، در حیطه تصمیم‌گیری یک قوه نبوده و فراقوه‌ای است بنابراین مجلس به تنهایی نمی‌تواند در مورد موضوعی از این دست قانونگذاری کند اما به نظر می‌رسد حتی برخلاف خواست دولت نزدیکی جریانی مجلس و شورای نگهبان به اجرایی شدن این مصوبه  می‌انجامد.»

داریوش قنبری، نماینده سابق اصلاح‌طلب از ایلام در یادداشتی برای «آفتاب یزد» بار دیگر به مسأله دخالت در کار دولت اشاره می‌کند و هشدار می‌دهد که مسئولیت بحران ناشی از طرح مجلس دیگر برعهده خود مجلس خواهد بود:

«اینکه شاهد هستیم در این طرح به طور موردی و در جزئیات مجلس برای دولت تعیین تکلیف کرده است به نوعی ورود قوه مقننه به قوه مجریه است. از سوی دیگر با شرایط ایجاد شده و ابلاغ این طرح می‌توان گفت مسئولیت موضوعات مرتبط با تحریم‌ها و توافق هسته‌ای در آینده با مجلس است و دولت با توجه به اینکه عملا طبق قانون اختیاراتش به شدت محدود می‌شود نمی‌تواند مسئولیتی برعهده بگیرد.»

به گزارش شرق، محمد‌هادی جعفر‌پور، وکیل دادگستری با تحلیل حقوقی بندهای مصوبه مجلس می‌گوید که ایرادات حقوقی طرح مجلس در بخش جرم‌انگاری و تعیین مجازات به حدی شفاف و مبرهن است که به قطع و یقین طرح یادشده به راهروهای شورای نگهبان نرسیده، برگشت خواهد خورد؛ بنابراین امید است نمایندگان حقوق‌دان مجلس تا دیر نشده، برای حذف چنین طرحی از تاریخ قانون‌گذاری کشور اقدام کنند که در غیر‌این‌صورت یادگاری ناپسند و ناشایست برای مجلس باقی خواهد ماند.

شرق در این یادداشت با نام «هجمه یکپارچه از بهارستان به پاستور» به لحن تند نمایندگان مجلس علیه مقام‌های دولتی می‌پردازد و سپس با اشاره به سخنان ربیعی در مورد مسئولیت شورای عالی امنیت ملی در قبال پرونده هسته‌ای می‌نویسد که حتی این شورا نیز از درگیرشدن با اصول‌گرایان واهمه دارد:

«در طرح نمایندگان ماده‌ای هست که براساس آن فقط یک ماه به دولت جمهوری اسلامی فرصت داده‌ شده که یا موجبات عادی‌شدن روابط کامل بانکی و رفع کامل موانع صادرات و فروش کامل نفت و فراورده‌های نفتی ایران و برگشت کامل و سریع ارز منابع حاصل از فروش به ایران را فراهم آورد یا در غیر‌این‌صورت همه “نظارت‌های فراتر از پادمان” از‌ جمله “اجرای داوطلبانه پروتکل الحاقی” را “متوقف” کند که از قرار معلوم با مخالفت شورای عالی امنیت ملی مواجه شده است. شنیده‌ها حاکی از آن است که شورای عالی امنیت ملی خواستار مهلت دو‌ماهه شده بود؛ ولی نمایندگان در صحن مجلس هم با این مطالبه و هم با توقف سریع اجرای پروتکل الحاقی موافقت کردند؛ گرچه به نظر می‌رسد این شورا ترجیح داده خود را از منازعه با مجلس اصولگرایان کنار بکشد و با آن درگیر نشود؛ تا‌جایی‌که “کیوان خسروی”، سخنگوی دبیرخانه شورای عالی امنیت ملی، به واکنشی کلی که نه سیخ بسوزد، نه کباب، بسنده کرد».

خوش‌خیالی: بازگشت به سیاست خارجه احمدی‌نژاد

کوروش احمدی، یکی از دیپلمات‌های پیشین ایران در سازمان ملل متحد در دفتر نیویورک و ژنو در یادداشتی برای روزنامه‌ی «اعتماد» می‌نویسد که طرح مجلس برای احیای برجام یا بازگشت آمریکا به آن نیست زیرا طراحان آن «برجام را خسارت محض می‌دانند».

به گفته احمدی، هدف دیگر طرح که برای واداشتن ایالات متحده به کاهش فشار است،‌ خوش‌خیالی است:

«به قول یکی از تئوریسین‌های یک جریان سیاسی که طراح این طرح است، هدف این “طرح دوران‌ساز” اقدام در جهت “تولید کردن قدرت” است. به قول او پیش‌فرض بنیادین این طرح این است که با افزایش درصد و ظرفیت غنی‌سازی، تولید پلوتونیوم در راکتور اراک، تولید اورانیوم فلزی و حرکت در جهت لغو پروتکل الحاقی، “محاسبات دشمن را به هم ریخته و او را ناچار از کاهش فشار و لغو تحریم کنند.” نگارنده امیدوار است که این پیش‌فرض محقق شود و دشمن با مشاهده افزایش فعالیت‌های هسته‌ای ایران خود را خلع سلاح شده ببیند و چاره‌ای جز لغو تحریم‌ها نیابد. اما متاسفانه واقعیت خارج از ذهن ما و تجربیات عینی ما حداقل طی همین ۴۲ سال گذشته حاکی است که سیاست خارجی نه عرصه خوش‌ خیالی است و نه عرصه هیچ یا همه ‌چیز؛ اگر هم باشد تضمینی نیست که همه‌ چیز نصیب ما و هیچ نصیب دشمن شود. در دیپلماسی هر طرفی متناسب با مبانی قدرتش اعم از قدرت نظامی و اقتصادی، قدرت نرم و توان دیپلماتیکش می‌تواند در هماوردی‌ها امتیاز بگیرد.»

احمدی تفکر پس طرح را همانند تفکری می‌داند که پس از ۱۳۸۴ و بر سر کار آمدن «دولت انقلابی نهم» مسلط شد و در نهایت ایران را به شورای امنیت رفتن به زیر بار تحریم کشاند، اما هشدار می‌دهد که «در همین گام اول و با توجه به‌ گره خوردن تاسف‌بار معیشت مردم به سیاست خارجی در عمل، به هم ریختن مجدد بازار ارز و سکه و بورس تنها بعد از تصویب کلیات طرح نباید برای بانیان طرح خیلی نویدبخش باشد.»

بازارهای سرمایه در ایران پس از اعلام تصویب طرح مجلس دچار آشفتگی شدند. ابراهیم نکو دبیر دوره نهم کمیسیون اقتصادی مجلس به روزنامه ابتکار درباره تأثیر طرح مجلس بر بازارها گفت:

«پس از انتخابات آمریکا، اقتصاد کشور شاهد فروکش کردن قیمت‌ها در بازارهای مختلف بود، این مساله نشان می‌داد بازار در حال حرکت به سمت‌وسویی آرام‌تر است … اما پس از رسانه‌ای شدن مصوبه مجلس درخصوص طرح اقدام فوری لغو تحریم‌ها بازارهای اقتصادی از خود واکنش نشان دادند، متاسفانه نتیجه این واکنش‌ها علاوه‌بر کوتاه‌مدت، می‌تواند در میان‌مدت و بلندمدت تاثیراتی را بر سفره‌های مردم بگذارد.»

حسین مرعشی، سخنگوی حزب کارگزاران سازندگی در یادداشتی برای روزنامه دولتی «ایران» به انتقاد از تلاش‌ مجلس برای برهم‌زدن برجام می‌پردازد و می‌نویسد:

«ما از فضایی که دارای کمترین متحد بین‌المللی بودیم و ذیل شدیدترین تحریم‌های اجماعی شورای امنیت قرار داشتیم به فضایی رسیدیم که اروپا به‌عنوان مهم‌ترین همپیمان امریکا در چند مرحله پشت سر هم، در تقابل میان ایران و امریکا طرف ما را گرفت. در این صحنه جدید امریکا یک انزوای تاریخی و بی‌نظیر را در شورای امنیت، آن هم در مقابل ایران تجربه کرد… تا اینجای کار تمام هزینه‌های رسیدن به این مرحله و به دست آوردن این سطح از مقبولیت و وجاهت بین‌المللی را پرداخت کرده‌ایم. در شرایطی که می‌توانیم به آورده‌های اقتصادی این موقعیت در ماه‌های پیش رو خوشبین باشیم، از دست دادن تنها برگ برنده‌ای که این موقعیت را برای ما ایجاد کرده یعنی برجام، چه منطقی خواهد داشت؟ دوستان نزدیک ما مانند چین و روسیه در سال‌های ۸۴ تا ۹۲ چطور با تصویب ۶ قطعنامه بسیار سنگین و تهدیدکننده علیه کشورمان با اروپا و امریکا همراهی کردند. از عزیزان مجلس باید پرسید امروز چه تضمین تازه‌ای کشف کرده‌اند که بر اساس آن فکر می‌کنند با بر هم زدن برجام، یک بار دیگر به آن فضا بر نخواهیم گشت؟»

علی صارمیان نیز در یادداشتی برای روزنامه اعتماد چنین فرضی را مطرح می‌کند:

« طرح الزامی که مجلس شورای اسلامی آن را به تصویب رسانده، بستر اجرایی در دوماه آینده ندارد. پس چرا این طرح به تصویب می‌رسد؟ چون نتایج آن به تضعیف توافق برجام منجر می‌شود. احتمالا ما به شرایط دوران آقای احمدی‌نژاد که وی آن را ماشین بی‌ترمز می‌نامید برمی‌گردیم و نگرانی نیز در نتایج آن سیاست است.  تصور می‌شد که پیشروی ما در غنی‌سازی، به نرمش امریکا و شرکا برای امتیاز منجر می‌شود. آن آزمون با دریافت چند قطعنامه منجر  شد. فضای اجرای قطعنامه‌ها، یک اجماع در بین اروپا و دموکرات‌های امریکا به وجود آورد و ایران نهایتا به سمت برجام رفت.  آیا قرار است دوباره این مسیر را برویم تا با گذشتن از برجام، به برجامی جدید برسیم؟»

اما نعمت احمدی، حقوقدان در یادداشت خود برای آرمان ملی هشدار می‌دهد که مصوبه مجلس به فعال‌شدن خود‌به‌خودی مکانیسم ماشه خواهد انجامید:

«سوال این است که چه اتفاقی می‌افتد؟ حاکمیت شش قطعنامه فصل هفتمی با عدم اجرای تعهدات موضوع قطعنامه ۲۲۳۱ حاکم می‌شود. یعنی حاکمیت قطعنامه ۲۲۳۱ کنار رفته و مجددا شش قطعنامه فصل هفتمی اعتبار پیدا می‌کنند که همان مکانیزم ماشه است. یعنی خودبه‌خود بدون اینکه شورای امنیت سازمان ملل تشکیل جلسه دهد، عملا مکانیزم ماشه فعال می‌شود.»

آمریکا به دنبال بازگرداندن تمام تحریم‌های بین‌المللی علیه ایران از طریق فعال‌کردن مکانیسم ماشه بود که با مخالفت دیگر امضاکنندگان برجام، فرانسه و بریتانیا و آلمان و روسیه و چین مواجه شد.

با خروج واقعی ایران از برجام بر اساس طرح مجلس، احتمال بازگشت تمام قطعنامه‌های تحریمی علیه ایران که با برجام لغو شدند،‌ وجود دارند.

باید دید در ماه‌های آینده سیاست کلی نظام که مستقیماً از سوی رهبر جمهوری اسلامی تعیین می‌شود،‌ اجازه مذاکرات علنی یا سری را پیش از انتخابات ۱۴۰۰ خواهد داد یا خیر.


در همین زمینه:

Share