تضاد لائیسیته علیه مسلمانان و منتقدان اسلامهراسی، تضادی ساختگی است استوار بر بازتعریفِ نومحافظهکارانه از لائیسیته. بر اساس همین تضاد ساختگی، دولت فرانسه گروههای چپ و حامیان حقوق بشر را که از اسلامهراسی انتقاد میکنند، تحت تعقیب قرار داده است.

فرانسه بیش از هر کشور اروپایی دیگری طی سالهای اخیر مورد هدف حملات تروریستیِ اسلامگرایانه قرار گرفته و از این رو سخت بتوان گفت که این کشور به چنین حملاتی عادت ندارد. تیراندازیهای تولوز و مونتوبان در سال ۲۰۱۲، حمله به شارلی ابدو و یک سوپرمارکت یهودی و کلوب باتاکلان و رستورانها و کافههای دیگری در سال ۲۰۱۵، و حمله تروریستی با کامیون در نیس در سال ۲۰۱۶، فقط مرگبارترین و پرسروصداترین موارد از این حملات بودهاند. حوادث بسیار دیگری از این دست نیز در مقیاس کوچک رخ داده است، و حالا همزمان با آغاز دادگاه رسیدگی به پرونده چهارده مظنون متهم به همدستی در کشتار شارلی ابدو، این حملات بار دیگر افزایش یافتهاند. دو هفته پیش، یک معلم تاریخ به نام ساموئل پاتی بهدلیل نشاندادنِ کاریکاتورهای شارلی ابدو از پیامبر اسلام در کلاس درسی راجع به آزادی بیان و لائیسیته سر بریده شد.
شوربختانه، چنین حوادثی موجب بروز واکنشهایی واپسگرایانه از جانب سیاستمداران دستراستی و رسانههایی میشوند که هیچ تمایزی بین مسلمانان و اسلامگرایان قائل نیستند؛ در فرانسه امروز البته اتفاقاتی بسیار کوچکتر و کماهمیتتر از این نیز میتوانند به این تقلیلگرایی دامن بزنند: زن محجبهای که به خود جرئت اظهارنظر میدهد، یا در یک مسابقه آوازخوانی شرکت میکند، یا به ساحل میرود نیز همانقدر برای بهراهانداختن «بحث» درخصوص «مسئله مسلمانان» کفایت میکند که یک کشتار جمعی. و این محدود به جناح راست هم نیست: بهتازگی یکی از اعضای حزب میانهگرای مکرون از یک زن مجبه خواست اتاق را ترک کند، کاری که یک سیاستمدار راست افراطی همین یک سال پیش مرتکب شده بود.
- بیشتر بخوانید: فرانسه و آزمون تمایزگذاری: اسلامگرایی، اسلام، مسلمانان
ساحرهسوزی
اما آنچه از بعد از قتل پاتی به این سو اتفاق افتاده است دارد ما را وارد مرحله جدیدی میکند: قرارگرفتنِ دولت در خط مقدم جدلهای اسلامهراسانه، پیشنهاد تغییر قانون اساسی و خودِ تعریف لائیسیته برای مبارزه با تهدیدات تروریستی، و البته اعمال محدودیتهایی بر آزادی بیان تحت لوای دفاع از آزادی بیان! بهجای آغاز بحث و گفتگوهای سالم راجع به اینکه دولت چگونه میتواند بهطور کارآمدتری از این حملات جلوگیری کند، اجماع رسانهای و سیاسی مبتنی بوده است بر اسلامهراسی و سپربلاکردنِ منتقدان شارلی ابدو و کسانی که بهقول آنها انکار میکنند که محجبهها و کسانی که گوشت خوک نمیخورند تهدیدی برای کشور محسوب میشوند. رسانهها تمام این افراد را زیر چتر «چپهای اسلامی» جای میدهند.
پلیس در واکنش به قتل پاتی به خانه و دفترکار بسیاری افراد و بیش از ۵۰ انجمن یورش برد. بهقول خود وزیر کشور این افراد «هیچ ارتباطی با قتل پاتی نداشتند» و هدف تنها «فرستادن یک پیام» بوده است. این افراد کاملاً برخلاف آنچه در گزارش گاردین آمده، در بیشتر موارد مسلمانان و شرکتها و انجمنهایی بودند که به مسلمانان مشاوره میدهند یا به تبعیض علیه مسلمانان اعتراض میکنند: فعالیتِ مؤسسه خیریه مذهبیِ باراکاسیتی که به تأمین آب سالم در آفریقا و بیخانمانها و پناهجویان فرانسه کمک میکند، چند روز پیش بهدلیل نزدیکی با مسلمانان ممنوع شد (البته خیریههای کاتولیک اصلاً تهدیدی برای لائیسیته محسوب نمیشوند)؛ «کلکتیو مبارزه با اسلامهراسی در فرانسه» (CCIF) که به افرادی که میخواهند درمقابل اسلامهراسی از خود دفاع کنند در پیداکردنِ وکیل کمک میکند، «دشمن جمهوری» خوانده شده و تهدید به انحلال شده است.
ژرار دارمنن، وزیر کشور نیز در حملهای رسانهای تقصیر را بر گردن این افراد و گروهها گذاشت: روزنامهنگاران، سیاستمداران چپگرا و خیریههایی نظیر عفو بینالملل و اتحادیه حقوق بشر که اسلامهراسی یا خشونت پلیسیِ ظاهراً ناموجود را محکوم میکنند؛ دانشگاهیانی که واحدهای درسیِ «آنگلوساکسون» در مورد نژادپرستی (و البته نظریه درهمتنیدگی و مطالعات جنسیت) تدریس میکنند —چراکه این واحدهای درسی به «فرقهگرایی»، «جداییطلبی» و دستآخر تروریسم اسلامی دامن میزنند. او حتی وجود بخش غذاهای حلال (هم مسلمانان و هم یهودیان) در سوپرمارکتها را بخشی از مشکل دانست.
فرانسه روادار
یک نوامبر و در سالروز اولین روز جنگ الجزایر، نخستوزیر مکرون، ژان کاستکس، گفت که مردم فرانسه دیگر نباید گذشته استعماری این کشور را به نقد بکشند (کاری که درواقع فرانسه هرگز آن را شروع هم نکرده است)، و درعوض به «ریشه»ها، هویت و آزادی فرانسه افتخار کنند. در همین اثناء، و در مواجهه با تحریم محصولات فرانسوی از جانب کشورهای مسلمان، مکرون به رسانههای بینالمللی میگوید که چقدر فرانسه درحقیقت درمقابل مسلمانان از خود رواداری نشان میدهد، محتوای این صحبتها بسیار متفاوت است با گفتمانی که او خطاب به مسلمانان فرانسه اتخاذ میکند.
درونمایه تکرارشونده چنین بحثهایی تضادِ فرضی بین آزادی بیان و لائیسیته از یک سو (که بهموجب آن مسلمانان چیزی بیشتر از ابژههای سهل و بیدردسری برای تمسخر نیستند) و مسلمانان و مخالفان نژادپرستی از سوی دیگر (که پیله میکنند که مسلمانان هم باید صدایی داشته باشند) است. این تضاد ساختگی بر بازتعریفِ عجیب و نومحافظهکارانهای از لائیسیته و بتانگاریِ لیبرتاریستی از آزادی بیانِ مطلقگرایانه استوار است.
از این منظر، هیچچیز نمیتواند بهتر از هجوهای ضدمذهبی امثالِ کاریکاتورهای شارلی ابدو که محمد را در لباس یک تروریست یا مسلمانان دیگر را درقامت حیوانات به تصویر میکشد، نمادی از زیبایی آزادی جمهوریخواهانه به دست بدهد. گفتنِ اینکه این تصاویر بیشتر از آنکه نشانگر آزادی بیان باشند، اسلامهراسانه و نژادپرستانه هستند (همانطور که دیوان داداگستری اتحادیه اروپا نیز چنین اعتقادی دارد و اعلام کرده است که چنین تصاویری از محمد مشمول ماده ۱۰ کنوانسیون اروپایی حقوق بشر نمیشود) نه تنها اهانت به آزادی بیان و سنت فرانسوی هجو مذهب، بلکه مخالف خودِ اصل لائیسیته تلقی میشود.
باآنکه سازمان «دیدبان لائیسیته» در سالهای اخیر به دنبال آرامسازی تنشها بوده و توضیح داده است که لائیسیته صرفاً به معنای آنست که دولت باید بیطرف باشد و مردم هم آزاد باشند هر مذهبی که میخواهند داشته باشند، چهرههایی از (بهاصطلاح) چپِ (بهاصطلاح) روشنفکر، نظیر جنبش «بهار جمهوری» و نخستوزیر سابق، مانوئل والس، بهدنبال حقنهکردنِ مفهومپردازی آلترناتیوی از لائیسیته بودهاند که به موجب آن این مردم هستند که از آنها انتظار میرود بیطرف باشند (در این مفهومپردازی، حجاب، احساس مورد توهین واقع شدن، و زیادهازحد مسلمان بودن نقض بیطرفی از جانب مردم است). در سالهای اخیر آنها جنگی را علیه دیدبان لائیسته به راه انداختهاند که بهزعم ایشان تحت تأثیر ایدئولوژی اسلامگرایی قرار دارد و به مبارزه علیه تهدید اسلامگرایان کمکی نمیکند. دولت نیز اکنون دیدبان را تهدید کرده است که سال آینده کارکنان این سازمان را عوض خواهد کرد. این نسخه جدید از آزادی بیان و لائیسیته است که حالا دارد برنده میدان میشود.
بیطرفی فرانسه
به نام بیطرفی (و حتی رواداری، که حالا انگار به معنی رواداری در مقابل توهین است)، دولت قصد دارد بیشتر در مورد «تبلیغ» حجاب سختگیری نشان دهد و درعوض ارزشهای جمهوری را تبلیغ کند. باید دید معلمان مدرسه و استادان دانشگاه تا چه میزان با این سیاست همراهی خواهند کرد. بهعلاوه، رویکرد کلی مبنی بر مقصر شمردنِ مسلمانان و چپها، بهحاشیهراندنِ پژوهشگران منتقد و کنشگران حوزه مبارزه با نژادپرستی، ویژگی غالب بحثهای پیشرو خواهد بود.
در میان، نمیتوان به روشنی گفت که چپِ سازمانیافته چقدر در مبارزه با اسلامهراسی فعال است. ژان لوک ملانشون، بنیانگذار حزب «فرانسه تسلیمناپذیر» کسی است که صریحاً ضدمذهب و متهم به اسلامهراسی بوده است (زمانی او تأکید میکرد که حجاب سرکردن اصلاً با فرانسویبودن نمیخواهد). تازه یک سال است که او قانع شده مشکلی وجود دارد و قبول کرده در راهپیماییای در اعتراض به اسلامهراسی شرکت کند. این اتفاق هنوز که هنوز است به عنوان مدرکی دال بر چپِ اسلامیبودنِ او علیهاش استفاده میشود. علیرغم آنکه چندین نفر از اعضای حزب او جوِ اسلامهراسانه فعلی را تقبیح کردهاند، هنوز چندان محتمل نیست که چپها گردهمآییای در مقابل دفتر «کلکتیو مبارزه با اسلامهراسی در فرانسه» یا باراکاسیتی برگزار کنند.
شاید پشت چرخش به راستِ مکرون در خصوص چنین موضوعاتی (که کاملاً برعکس لحن متعادلی است که در زمان کارزار انتخاباتیاش داشت) انگیزههای سیاسیای وجود داشته باشد. احتمالاً در انتخابات آینده رقبای اصلی و جدی او راست افراطی و مارین لوپن خواهند بود. اما تأثیر «بهار جمهوری» را نیز نباید دستکم گرفت، چراکه این جریان چپ جمهوریخواه به دنبال آنست که خود را به یک حزب تبدیل کند، و احتمالاً والس و سایر سیاستمداران اسمورسمدار –هم از جناح چپ و هم از جناح راست— وسوسه خواهند شد به این حزب ملحق شوند؛ چین حزبی —ازآنجاییکه برعکس راست افراطی بهطرز توذوقزنندهای نژادپرست نیست— میتواند آلترناتیو جذابی برای بسیاری از رأیدهندگان باشد.
برای کوتاهمدت اما تمرکز اصلی بر معلمان و دانشآموزانی خواهد بود که از روز دوشنبه برای نخستین بار پس از قتل پاتی به مدرسه رفتهاند. تأکید زیادی شده است بر اینکه معلمان حتماً در مورد آنچه رخ داده صحبت کنند و فوراً کلاسهایی با محوریت موضوع آزادی بیان و لائیسیته برگزار شود که در آن بسیاری از معلمها مجبور خواهند شد کاریکاتورهای نژادپرستانه را به بچهها زورچپان کنند و «بحث» راه بیندازند. در عین حال از معلمان خواسته شده در قبال هرگونه نشانهای دالبر رادیکال شدن هشیار باشند (احتمالاً هرکس آن طرف را نگاه کند یا زیادی بحث کند در مظان اتهام خواهد بود).
با وجود این، نتیجه تمام این سیاستها و سختگیری بیشتر بر چپهای بهاصطلاح اسلامی چیزی نخواهد بود جز تداوم بیامان حملات تروریستی اسلامگرایان از یک سو، و از سوی دیگر تهدید و اعمال خشونتآمیز علیه مساجد، زنان محجبه و دانشگاهیانِ مخالف نژادپرستی.
ترجمه و تلخیص: اوپن دوموکراسی
بیشتر بخوانید:

حجاب سر زنها در فرانسه بیرق تجاوز به حقوق و قوانین فرانسه است. بیرق اعلان جنگ با مدرنیته و لائیسته هم هست. نوعی الودگی عینی و حجمی هم هست حتا اگر مادر و خواهر و زن من باشند.
و اما این مقاله به صورت اتوماتیک یعنی بدون سواد فرانسوی ترجمه گردیده و گاهی نیز تغییراتی در آن داده شده. اصلا islamo gauchiste معنی «چپهای اسلامی» نمی دهد. این واژه ترکیبی معنیش چپیهایی هستند که از اسلامگرایان پشتبانی می کنند. اصلا مترجم این مقاله، مقاله را حریف کرده. اصلا ژان لوک ملانشون یکی از همان islamo gauchiste هاست که من آنرا« چپاسلامیست» ترجمه می کنم. او مهمترین تظاهرات را بر علیه اسلامهراسان برپا کرد. او در تظاهرات مسلمانانی که در فرانسه تظاهرات کردند و روی بازویشان ستاره داوود زرد و نارنجی زدند و حکومت فرانسه و این کشور را با آلمان هیتلری مقایسه کردند شرکت کرد. من اصلا نمی فهمم چظور ممکن است چنین مقاله ای در سایت زمانه منتشر شود. مسلمانانی ستاره داوود بر سینه و بازو زدند و فرانسه را با المان هیتلری و ماکرون را با هیتلر مقایسه کردند مسلمانی که بیش از ۱۳ قرن پیش از هیتلر بنیان گذار یهودی کشی و کافر کشی در جهانند و مادرانشان با پستان و شیر ضدیت با یهود و نصارا و هر دیگر دینی در حلقومشان ریخته اند زنانی که ضدیت با هر دین و آسین و رسم و رسوم را با شیر دردهان نوزادشان و بچه هایشان می ریزند. من از مسلمانان و پشتیبانان آنها می پرسم که اولا برای کدام کیفیت از این دین و از این قرآن و از این محمد و از این علی و از این … دفاع می کنید. و برای کدام کیفیت توقع دارید که جهان با شما بهتر از این باشد.
شما مسلمانان ایران و پاکستان و مصر و اندونزی و هندوستان و شمال افریقا از خودتان بپرسید چگونه پدرانتان و مادرانتان مسلمان شده اند و چگونه مسلمان مانده اند. و یک پرسش دیگر اینکه اگر فرانسه اینقدر بد است شما که الله بهتان نفت و گاز داده است بروید در عربستان و قطر و دوبی و امارات و عراق و سوریه و حتا ایران اسلامزده مقیم شوید چرا شماها که اینقدر تولید تنفر کرده اید در فرانسه مقیمید و هر روز از سراسر بلاد اسلامیتان به فرانسه می آئید و از مزایای بیکران این کشور یگانه در جهان استفاده می کنید!. ولی واقعا من از زمانه درخواست می کند این مقاله بسیار بد را از سایت وزین خود بیرون کند. چرا تهمتهای بیکرانی حتا به ملاشون که دوست بسیار نزدیک اسلامیون است زده.
و بسیاریپرسشها و چراهای دیگرچرا
دوستی مرا خبر کرد مقاله را خواندم و برای اولین بار نظری نوشتم شاید که در نظر آید!
ت - تبریزی / 06 November 2020
من اقذامات دولت فرانسه را صد درصد تآیید میکنم و مسلمانان مدرات میتوانند با راهپیمایی ها و دیگر کانالهای جمعی علیه افراط گرایی برخیزند و گرنه آتشی که درجنگل افتد تروخشک را نخواهد شکافت. آنانی که هم ازتوبره میخورند و هم از آخور باید موضع خودشان را قاطع وواضح در آن جامعه ای که زندگی میکنند بیان کنند. بدانید که شما و پاسیو بودنتان زندگی را برای همه تلخ میکنند. بویژه آنانی که از زندگی درجامعه خویش بخاطر افراط گریها و نبود آزادیها به آنکشور یا این کشور پناهنده شده و درآنجا زندگی آرامی را دارند بیشتر بایددغدغه این نابسامانیهارا داشته باشند. باید مساجد و مراکزی که بنیاد گرایی را تبلیغ و تشویق میکنند بهای لازمه را پرداخت کنند بسته شوند واز ورود ملاهای سلفی و مرتجع جلوگیری نماید و با راه انداختن رشته ای در دانشگاه افراد مورد نیاز را ازبین دانش آموزانی که در آن کشور زاییده وتحصیل کرده آموزش بدهند و بکارهای مذهبی بپردازد.**د
حسین / 06 November 2020
اسلامهراسی؟! یعنی باید خودمون رو به کری و کوری بزنیم مبادا به مسلمونها بر بخوره؟! به اصطلاح چپها انگار سوراخ دعا گم کردند! اصلا نه چیزی درباره قرآن میدونند نه در مورد تاریخ اسلام و حکومتهای اسلامی، ولی بهشون وحی شده که اسلام دین مدارا و گذشت و عشق و محبت و انساندوستی است! ا***. چی انتظار داشتند؟ زنیکه با روبنده دنبال مردیکه با لباده و عرقچین و ریش حنازده اومدند فرانسه با کولهباری از عشق و محبت؟! سرکوب هوشمند اسلامگرایی باید در دستور کار دولتها قرار بگیره، همه دولتها. سانسور نکن.
روزبه / 07 November 2020
نخیر جناب روزبه, حمل بر گستاخی نشود اما شاید این خود شما می باشید که سوراخ دعا را گم کرده اید.
اسلام نیز مانند هر دین و آیین دیگری مقدار متنابهی مذهبیون معتدل و عادی دارد, و اقلیتی افراطی.
فکر میکنید از ۲ بیلیون مسلمان چند درصد آنها افراطی و تروریست هستند؟
کمتر از یک صدم یک درصد.
اتفاقا همین اسلام هراسی و برخورد های نژاد پرستانه با مسلمین است که بهترین زمینه برای رشد افراطیون میباشد.
دخو / 07 November 2020
جناب حسین از یاد نبرید که بزرگترین منبع و منشاء رشد و گسترش ملاهای سلفی و مرتجع اتفاقا خود سازمانهای اطلاعاتی و جاسوسی غربی (منجمله سازمانهای اطلاعاتی و جاسوسی فرانسه) هستند.
دخو / 07 November 2020
این نوشته جانبدارانه و سراسر امیخته به تحریف واقعیت هاست. بیشتر مسلمان ساکن در فرانسه و اروپا به این جا امده اند که بهتر زندگی کنند از ازادی و دستاوردهای جامعه های مدرن بهره مند شوند . اما افلینی از انان که هوادار اسلام سیاسی و هستند با سوئ استفاده از ازادی و امکانات کشورهای دمکراتیک می خواهند اسلام متشرعانه را رواج دهند در این میان سلفیست ها وهابی ها و اخوان المسلمین ها بسیار فعالند و با تشکیل انجمن های به ظاهر نیکوکاری و فرهنگی مانند برکت سیتی یا حقوق بشری مانند سازمان علیه اسلام هراسی می کوشند در نهادهای جامعه ی مدنی نفوذ کنند و به تبلیغات اسلامیستی بپردازند . از سوی دیگر بخشی از چپ تندرو و پوپولیست که امید خود را به طبقه ی کارگر از دست داده است به این خیال خام افتاده است که با پشتیبانی از اسلامیستها برای خود پایه ی اجتماعی فراهم کند . برخی از روشنفکران چپ نیز به این دام افتاده اند و مانند نویسنده ی این مقاله به دفاع از انان برمی خیزند و حتا می پذیرند که ازادی بیان در اروپا محدود شود تا حضرات اسلامیست ازرده نشوند یعنی روزنامه نگار و کاریکاتور یست فرانسوی یا دانمارکی در کشور خود جق طنز ومسخره ی مقدسات اسلامیستها را نداشته باشد . واقعا جای تاسف است که اینان نمی خواهند ببینند چگونه اسلامیستها با بهره جویی از همدستی چپهای اسلامزده کودکان خردسال را شستشوی مغزی می دهند و به انان علیه ارزش های مدرن اموزش مذهبی می دهند . اسلامیست ها می خواهند مسلمانان را از دیگران جدا سازند و جلوی جذب انان در حامعه ی مدرن رابگیرند .کار چپ تندرو به جایی رسیده است که در فرانسه یک سازمان دانشجویی نزدیک به تروتسکیستها دختری محجبه را به عنوان سخنگوی خود برگزیده است و اگر بگویی شعار کمونیستها که می گویند دین افیون توده ست چه شد می گویند اسلام هراسی نکنید.خوشبختانه درپی چنایت های پی درپی تروریست های اسلامیست اروپا دارد از خواب غفلت بیدار می شود و می کوشد تا دیر نشده چاره ای برای اسلامیسم این سرطان خزنده بیابد.
باران آذر مینا / 07 November 2020
چپِ ورشکسته و از دور خارج شده در غرب به اسلام و اسلامگرایی دخیل بسته. توی ایران روشن شد که از این … (چی بگم که سانسور نشم؟!) گل و بلبل، آبی براش گرم نمیشه، ولی از تاریخ نیاموخت! کاش اقلاً از مارکس یاد میگرفت! یک معنی جانانه به اصطلاح “با سیلی صورت خود را سرخ کردن” میدهید شما و رفقای شما، جناب دخو! همان گونه که گفتم، این جماعت نه قرآن رو خونده، نه درباره تاریخ اسلام و حکومتهای اسلامی چیزی میدونه. من نفهمیدم واقعیتبینی چه ربطی به نژادپرستی داره! هنوز پابرجا در مبارزاتِ ضدامپریالیستی هستید؟! از قلبِ امپریالیسم آمریکا یا اروپا؟!
روزبه / 07 November 2020
جای تعجب نیست که بعضی که ظاهرا وابسته به جریان های خاصی هستند و با ۵رض خاصی نسبت به اسلام راستین و واقعی دارند و نگران گسترش آن می باشند میایند و نظراتی را بیان میکنند و در واقع دنبال اسلام هراسی هستند چرا که هیج موقع بیان و اشکار نمیکنند که تمام این مشکلاتی که در این کشور ها و یا عراق و سوریه بجود امده ناشی از تفکر وهابیت که ساخته و پرداخته استعمار انگلیس بوده و همیشه انگلیس و فرانسه و کشورهای غربی حامی اش بوده اند و این فرقه در واقه از نفوذ استعمار در حوزه اسلام و ایجاد فرقه وهابیت با حمایت غرب بوجود اومده و همیشه هم حامیتش کرده و میکنند و این تفکر استعماری (وهابیت) بر پایه نفرت پراکنی و ضربه زدن به اسلام از داخل مسلمانان بوده و هست و هر موقع که افراط گرایان محصول چنین تفکری عملیات تروری را انجام میدهند اصلا آدرسی از ریشه این تفکرات که عربستان است نمیدهند بلکه فورا دنیال اسلام هراسی و ضربه زدن به اسلام اصیل می باشند و اگر دقت کنید این عملیات های ترور اصلا ربطی به ایران و عراق و یا پاکستان و اسلام و به خصوص شیعه نداشتن که اون اقای وابسته به جریان از مسلمانای ایران و عراق و پاکستان میخواهد به کشورشان برگردند کدام حرکت تروریستی در داخل اروپا را اینها انجام داده اند که اینگونه برخورد میشود اگر فرانسه راست میگوید چرا نمیره ریشه این تفکر را بسوزونه چرا هر ساله میلیاردها دلار سلاح به اونها صادر میکنند تا علیه سایر مسلمانها از جمله یمن و استفاده کنند و یا گروه های افراطی از جمله را تسلیح کنند و بفرستند کشورهای دیگه . سخن اخر این است که آقای ماکرون و طیف اندیشه اینها از این گروهای افراطی ناراحت نیستن بلکه از این اتفاقات خوشحالند و چه بسا ممکنه مخفیانه حمایت هم کنند تا از این طریق بتوانند از گسترش اسلام راستین جلوگیری کنند و سیاست تفرقه بیانداز و حکومت کن را پیاده کنن
محمد / 08 November 2020