شامگاه یکشنبه ۸ تیر ورودی پاوه با شبهای دیگر تفاوت داشت: عده زیادی از جوانان و ساکنان شهر در بلوار ورودی به انتظار ایستاده بودند که پیکر بیجان سه فعال محیط زیست به شهرشان برسد.

جلیل بالایی، مدیرکل بحران استانداری کرمانشاه در مصاحبه با خبرگزاری کار ایران (ایلنا) تایید کرد که مختار خندانی، بلال امینی و یاسین کریمی، سه فعال محیط زیست هنگام تلاش برای اطفای حریق در منطقه سختگذر «بوزین» و «مرخیل» به علت وزش باد در محاصره آتش قرار گرفتند و جان خود را از دست دادند.
از پنجشنبه هفته گذشته آتش در منطقه بوزین و مرخیل شعلهور شده است. به سبب مناسب بودن سطح مرتع، محل حریق بسیار وسیع و گسترده گزارش شده است. ایلنا مینویسد ظاهراً استاندار کرمانشاه در تلاش است برای کمک به نیروهای محلی بالگردهایی را به منطقه اعزام کند، اما به دلیل «شرایط زمانی» و «هوا» تا این لحظه به بالگردها اجازه پرواز داده نشده است.
انجمن زیست محیطی ژیوای و فعالان محلی از پنجشنبه تا شنبه گذشته موفق شدند حریق را مهار کنند، اما شامگاه شنبه مجدداً زاگرس شعلهور شد. در پاوه بیش از ۷۷ هزار هکتار منابع ملی شامل جنگل و مرتع وجود دارد. منطقه حفاظتشده بوزین و مرخیل حدود ۲۳ هزار هکتار مساحت دارد و در منطقه صفر مرزی در بخش باینگان واقع شده.
با اعلام خبر جان باختن سه تن از فعالان محیط زیست، از ساعتی قبل انجمن زیستمحیطی ژیوای و سایر علاقمندان به محیط زیست فراخوانهایی صادر کرده بودند. سرانجام پیکر جانباختگان شامگاه یکشنبه ۸ تیر به شهر رسید و شمار زیادی از مردم در مراسم تشییع مختار خندانی، بلال امینی و یاسین کریمی شرکت کردند. این فعالان که سالهاست با انجمن ژیوای برای حفظ محیط زیست همکاری میکنند هنگام اطفای حریق با کمترین امکانات و به یک معنا با دست خالی در ارتفاعات بوزین و مرخیل در تلاش برای مهار آتش بودند که جان خود را از دست دادند.
مختار خندانی نوسود، از اعضای هیات موسس و سخنگوی انجمن ژیوای و یاسین کریمی نیز از اعضای این انجمن بود.
خندانی اواخر خرداد سال جاری در مصاحبه با شبکه تلویزیونی رووداو گفته بود که دستکم ۳۰۰ هکتار از مراتع پاوه دچار حریق شده است.
سازمان حقوق بشری ههنگاو تابستان ۱۳۹۷ گزارش داده بود که چهار فعال کرد هنگام اطفای حریق در مریوان که در اثر بمباران مواضع مخالفان مسلح ایجاد شده بود، جان خود را از دست دادند.
بارانهای کمسابقه اخیر که از ابتدای سال جاری، ۲۵ استان ایران را گرفتار سیل کرد، سبب رویش چمنزارها و «مراتع غنی» در جنگلهای زاگرس شده است. این مراتع به آسانی در گرمای هوا آتش میگیرند و بادهای فصلی شدید این آتش را به دیگر نقاط میگستراند. اما مهمترین عامل، عامل انسانی است.
خسارت واردآمده به منابع طبیعی زاگرس در کهگیلویه و بویراحمد از ابتدای سال جاری، با احتساب میانگین ۳۶,۵ میلیون تومان، ۱۰ میلیارد و ۲۲۰ میلیون تومان است. خسارت حریق جنگلها در کرمانشاه نیز به یک میلیارد و ۶۸۰ میلیون تومان میرسد.

با خواندن این سطور از ایلنا: “ظاهراً استاندار کرمانشاه در تلاش است برای کمک به نیروهای محلی بالگردهایی را به منطقه اعزام کند، اما به دلیل «شرایط زمانی» و «هوا» تا این لحظه به بالگردها اجازه پرواز داده نشده است.” و دلیل تأخیر که شرایط زمانی و هوا عنوان شده، یاد جوانان برومند مریوانی “شریف باجور و همراهانش” که بدست نیروهای امنیتی جمهوری اسلامی، حین اطفای حریق جنگلهای مریوان، به قتل رسیدند و در آتش سوختند، زنده کرد.
آقای استاندار نگفتند که این شرایط زمانی و هوا چه هستند که بر سوختن محیط زیست ارجحیت داشتند! و گرفتار شدن این سه جوان دیگر در آتش! آیا شاهدی وجود دارد تا صحت این مطلب ثابت شود؟ آیا پزشک قانونی این مطلب را می تواند بررسی کند که این سه جوان قبل از سوختن بیهوش و یا کشته نشده بودند؟
ضمناً آقای استاندار بفرمایند آتشی را که توسط رژیم جمهوری اسلامی روشن شده، با اجازه چه کسی میخواستند بالگرد بفرستند تا کمک به خاموش کردن آتش کنند؟
دردمند / 29 June 2020
در وداع با عزیزان، مختار خندانی، یاسین کریمی، بلال امینی
اگر بوته ای در آتش بسوزد، لانهای میمیرد
اگر درختی بسوزد، جنگلی به زاری مینشیند.
آه اگر جنگل بسوزد، باید جهانی باران بگرید
بار دیگر بازیگر شوم این جهان وارونه، برایمان غمی دیگر آفرید و سه تن از نقاشان آب و آتش و خاکستر را از ما ربود. کسانی که به رهایی جنگل و بوته و شادابی گل و نغمه پرندگان، چک چک قطرههای باران و شبنم باور داشتند. و چه بی طمع با دستان خالی نه برای کسب سودی یا نفع شخصی یا کیش شخصیتی، شتابان برای رهایی از خاکستر شدن زیباییها به جنگ شعله و آتش شتافتند.
کە خود چون شاملو می گوید: “کباب قناری بر سوسن و یاس شدند” بی گمان جهان، چهره های خوش سیما و زحمتکش عزیزان، مختار خندانی، یاسین کریمی، بلال امینی را در حافظه تاریخی یاداشت خواهد کرد، کە فداکارانه با حداقلترین امکانات برای نجات جنگلها و بوته زارها مالامال به عشقی وصف ناپذیر تلاش مینمودند. تلاشی که نمادی از انسانیت بود برای بهتر نمودن کمیت و کیفیت زندگی انسان و طبیعت.
تلاش این عزیزان همراه دیگر یارانشان، مبارزه بدون چشمداشت و بی وقفه، در عصری که انسان در درون منفعت پرستی بی حد حصر فرو غلتیده است، دال و علامتی از موجودیت انسان بودن در معنی راستین آن را بیان میکند. تجسد وظیفهای که بایستی در تک تک انسانها به وجود آید تا شاهد چنین تراژدیهایی نباشیم.
و یادآوری شود در قرن بیست و یکم با وجود ابزارهای متنوع در تقابل با آتشسوزیها نباید به دستان خالی و ابزارهای اولیه اکتفا کرد. بایستی و ضرورت دارد برای چنین حوادثی، آمادگی، هزینه و ابزار ممکن را قبل از وقوع در دسترس داشت، اما متاسفانه در همه جهان، علیالخصوص در کشورهای عقب نگهداشته شده به اندازه یک درصد جنگ افزارهای کشتار جمعی و انسان کُشی، در قبال حفظ جان انسان و طبیعت هزینه نمیشود.
ضمن ارج نهادن به جانگذشتگی این نمادهای انسانی، به همه انسانهایی که قلبشان برای رهایی از زشتیها میتپد، به خانوادههای این مبارزین رهاییبخش طبیعت و انسان تسلیت می گویم. امیدواریم با تغییر مثبت رویکرد انسان نسبت به خود و طبیعت دنیایی عاری از رنج و فلاکت داشته باشیم.
جهانگیر محمود ویسی
@chya_ngo
در وداع با عزیزان، مختار خندانی، یاسین کریمی، بلال امینی / 29 June 2020
گزاش تکمیلی در بارە مرگ سە تن از فعالین زیست محیطی پاوە
هەنگاو: سپاه پاسداران خانوادە فعالین زیست محیطی شهرستان پاوە را ناچار کرد کە شبانە بدون برگزاری هیچ گونە مراسمی پیکرهای آنها را خاک کنند.
برپایە گزارش رسیدە بە سازمان حقوق بشری هەنگاو، عصر روز یک شنبە ٨ تیر ٩٩ (٢٨ ژوئن ٢٠٢٠)، سە تن از فعالین زیست محیطی شهرستان پاوە بە نام های مختار خندانی اهل نوسود ، بلال امینی اهل منطقە ایناخی و ساکن پاوە و یاسین کریمی اهل روستای شمشیر پاوە در حین عملیات کنترل آتش سوزی ارتفاعات اطراف مرەخیل پاوە جانشان را از دست دادەاند.
هەنگاو شب گذشتە گزارش دادە بود علت مرگ فعالین زیست محیطی نه آتش سوزی بلکه ناشی از مینهای جدیدی است که جمهوری اسلامی بعد از جنگ ایران و عراق به بهانه مقابله با احزاب مخالف کردستانی کاشته است.
هرچند شماری از رسانەهای حکومتی و کانال های تلگرامی منطقە اورامانات نیز دلیل جانباختن این سە فعال را انفجار مین اعلام کردە بودند، اما پس از ساعاتی و با فشار نهادهای امنیتی خبر را از صفحات خود پاک کردند. بە گفتە یک منبع مطلع، ادارە اطلاعات پاوە با مدیریت کانالهای این شهرستان تماس و آنها را تهدید کردە است کە نباید در اینبارە خبری منتشر نمایند و تنها بگویند کە در اثر خفگی و سوختگی جانشان را از دست دادەاند.
از سوی دیگر، منابع هەنگاو انفجار چندین مین را در محل حادثە گزارش دادە و یکی از شاهدان عینی در اینبارە بە هەنگاو اعلام کرد کە، پس از آنکە صدای چندین انفجار در محلی کە بلال امینی و یاسین کریمی مستقر بودەاند شنیدە شدە، مختار خندانی نیز برای کمک بە آنها بە آنجا رفتە و هر سە نفر در حالی جان باختەاند کە صدای چندین انفجار در محل حادثە روی دادە و دیگر اعضای انجمن ژیوای نتوانستەاند کە بە کمک آنها بروند. منابعی نیز گزارش دادەاند کە جدا از انفجار مین صدای تیراندازی نیز شنیدە شدە است.
یکی از فعالین زیست محیطی کە خود در ارتفاعات مرەخیل حضور داشتە است در اینبارە بە هەنگاو اعلام کرد کە، “نیروهای انجمن زیست محیطی ژیوای مجهز بە بی سیم بودەاند، اما آن روز و درست چند ساعت قبل از این حادثە، نیروهای سپاه پاسداران بی سیم ها را ضبط و تمامی خطوط تلفن منطقە حادثە را قطع کردەاند.
این منبع در ادامە اعلام کرد، کە نیروهای سپاه در پایگاه مرخیل اجازە ندادەاند کە مردم منطقە بە کمک این فعالین زیست محیطی بروند و خانوادەهای آنها را ناچار کردەاند شبانە پیکر آنها را دفن کنند. بە گفتە شاهدان عینی “فرماندە این پایگاه علنا و در میان مردم گفتە است کە من خودم این مناطق را بە آتش کشیدە و دوبارە اینکار را خواهم کرد.”
فرماندە سپاه ناحیە پاوە شب گذشتە با انتشار بیانیەای اعلام کرد کرد مختار خندانی بە همراهی اعضای زیر مجموعە خود همراه با برنامەهای سپاه و تحت مدیریت ناحیە نقش بی بدیلی داشتە است. این سخنان در حالی است کە طی روزها گذشتە نهادهای امنیتی ضمن فشار بر فعالین مدنی بە ویژە اعضای انجمن زیست محیطی ژیوای، چندین نفر از آنها از جملە مختار خندانی را احضار و آنها را تهدید کردەاند.
از سوی دیگر، حزب دمکرات کردستان ایران با انتشار بیانیەای اعلام کردە است کە مختار خندانی و یاسین کریمی از اعضای تشکیلات مخفی این حزب بودە و جانباختن آنها را سناریوی سپاه پاسداران قلم دادە است.
@HENGAW_NEWS
گزاش تکمیلی در بارە مرگ سە تن از فعالین زیست محیطی پاوە / 29 June 2020
مردن بە سان ققنوس
بە احترام واپسین شهیدان «ژینگە»
اگر برایم اتفاقی افتاد بە بچەهایم بگویید کە پدرتان شجاع بود، بگذارید افتخارم برایشان باقی بماند.
دیالوگی آشنا و قدیمی؛ کهن بە درازای تاریخی سرشار از مبارزە. این کلام، آخرین حرفهایی است کە از «مختار خندانی» برای ما بازماندگاناش بە یادگار ماندە است. تازەترین ققنوسهای زاگرس، آنانی کە بەسان رخدادهای تاریخ میهنمان همارە وجود خود را فدای آرمانی والا کردند و از تنها سرمایەی خویش، زندگیشان، گذشتند بلکە زندگی کماکان جریان داشتە باشد.
در چنین لحظات جانسوزی دشوار است غلبە بر احساسات و فروخوردن اشکها، دشوار است نوشتن بدون گفتن در رثای کرداری کە شایستەی والاترین ستایشهاست. و از همە دشوارتر دیدن پیامهای مشمئزکنندەی حاکمینی است کە خود عامل جان باختن همزمان زیستبوم و عاشقان و کنشگران زیستبوماند و اکنون مزورانە خود را همچو بخشی از سوگ میهن بە خلایق حقنە میکنند.
حقیقت از آن واضحتر است کە فهم آن نیازی بە جد و جهد فراوان داشتە باشد؛ حاکمیتی شکستخوردە کە مملکتی را فدای یک ایدئولوژی نخنما و یک ساختار مقدسمآب مملو از رانت و فساد نمودە، مردمانی کە در گریز از فقر ناشی از «ناسیاست» این حاکمین، مستأصل گشتە و قیامشان سرکوب میشود، جامعەای کە بە سختی تحقیر شدە، و حیاتی کە دیگر نایی برای ادامەدادن ندارد. از چنین معادلەای چە تولید میشود جز ناهنجاری و گسیختگی اجتماعی؟
این وسط اما هنوز هستند آنانی کە با تمام وجود میخواهند مانع از فروپاشی کامل اجتماعی شوند، و بە حق باید اذعان نمود کە با همان شهود درونی خود بە کنه مطلب پی بردەاند: تنها با سازماندهی مجدد جامعە است کە میتوان مانع از نابودی کاملاش شد.
فعالیت زیستمحیطی در کردستان اکنون دیگر جوانی است بالغ کە نوجوانی را پشتسر گذاشتە و مسیر را یافتە است. اکنون دیگر این جنبش اجتماعی بە فهمی جامع از پدیدەی نابودی زیستبوم رسیدە و نیک واقف گشتە کە آنچە عامل موجدەی پدیدەی خطرناک مزبور گشتە، همانا سیاست و یا بهتر است بگوییم “ناسیاست”ی است کە کنترل جامعە را بە انحصار خود درآوردە و همزمان بر آدمیان و بر زیستبومشان نیز حکم میراند.
در سالیان گذشتە گاها” تصور میشد کە فعالیتهای زیستمحیطی دچار تقلیلگرایی شدە و بە نوعی در چارچوب روند زیانبار «سیاستزدایی» از جامعە عمل میکند. فارغ از درستی یا نادرستی این دیدگاه، اما دیگر دشوار بتوان چنین انتقادی را وارد دانست. یکی از آخرین مکالمات مختار خندانی کە پس از جانباختناش منتشر شدە، بە خوبی این حقیقت را بازگو میکند. او بە تشریح کامل روندی میپردازد کە منجر بە ایجاد یک رانت مالی قابل توجە در زمینەی برداشت صمغ درختان منطقە شدە است، و این رانت مشمئزکنندە نتیجەی مجموعەای از باندسازیها و باندبازیهایی است کە از طریق و بە واسطەی کارگزاران حکومتی و عقبەی رانتجوی آنان شیرەی حیات طبیعی زاگرس را میمکد و بە یغما میبرد.
و یا بە چند سال قبل و یکی از تجربەهای «انجمن سبز چیای مریوان» اگر برگردیم باز متوجه این حقیقت میشویم؛ آنگاه کە یکی از محافل رانتجوی درون قدرت درصدد احداث پالایشگاه نفت در حوزەی اصلی آبریز دریاچەی زریبار بود و انجمن چیا با افشای پشتپردەی مسألە و بسیج مردمی مانع از تحقق پروژەای شد کە مرادف بود با مرگ تدریجی تالاب بە ظاهر حفاظت شدەی زریبار.
کنشهای زیستمحیطی کردستان را میتوان و باید کنش اجتماعی و سیاسی در معنای حقیقی آن تعریف کرد کە در روند تشکیل خود بە چنان خودآگاهی جامعالاطرافی رسیدە کە توان پی بردن بە عمق مسألە و درانداختن راهکارهای جدی حل آن را در چنتە دارد (برای خواندن یک نوشتار جامع و جدی در خصوص پیشینە و خاستگاه این حرکت نگاه کنید بە نوشتار تحلیلی کاوە قریشی در این لینک: مریوان؛ چگونه محیط زیست به یک اسم رمز سیاسی تبدیل شد؟).
در حقیقت نهادهای زیستمحیطی کردستان بە واسطەی کنشگری توأم با دانشاندوزی و با تکیە بر سنت سیاسی مألوف جامعەی کردستان، درکی شگرف و عمیق از حوزەی کاری خود و عوامل خرد و کلان تخریب سیستماتیک و وسیع محیط زیست پیدا کردەاند، و این تنها سرمایەی کنشگران این عرصە برای مقابلە با سیر قهقرایی و قدرتساختەی فروپاشی اجتماعی، و پیشگیری از مرگ «امر سیاسی» در زمانەی سیاستزدایی از سپهر زندگی بشر بودە است.
این هرگز بە معنای فروکاستن کل مسألە بە قصور حکومت نیست، بلکە دقیقا” بدین معناست کە حتی سودجویی شخصی بخشی از مردم نیز ناشی از ساختار حکومتی فاسدی است کە بنیادش بر تبعیضهای چندگانە قرار گرفتە و همین امر موجب تقویت روزافزون روندی شدە کە علاوە بر تعمیق فقر مادی، اتمیزەشدن شهروندان را نیز در پی داشتە است (نە تنها در این مورد خاص بلکە در بیشتر معضلات و مسائل مبتلا بە جامعەی کنونی ایران نمیتوان نقش اساسی لحظەی تشکیل دولت-ملت مدرن ایرانی را نادیدە گرفت).
نهادها و کنشگران مزبور اگرچە با ناامید شدن از هرگونە مداخلەی مثبت قدرت حاکمە، بخش عمدەای از توان خود را مصروف آگاهیبخشی بە جامعە و بالا بردن میزان حساسیت مردمی نسبت بە زیستبوم خود کردەاند، اما از حقیقت بنیادینی کە وضعیت را بە این سطح فاجعەبار رسانیدە، غافل نبودەاند. بدون تردید عدم شناخت این عامل بنیادین بە عدم فهم مسألە انجامیدە و دیگر نمیتوان امیدی بە یافتن راهکار حقیقی عبور از فاجعە داشت.
اینچنین است کە نباید از نحوەی مواجهەی سرکوبگرانەی قدرت حاکمە با کنشگران این عرصە تعجب کرد؛ حکومت اساسا” هرگونە تشکلسازی، حتی تشکلهای خیریەی مذهبی، را رقیب خود و بە تبع آن خطرناک میداند، پس قاعدتا” کمر بە سرکوب و نابودی آنها میبندد.
در این سالها بە کرات شاهد این نحو از تعامل بودەایم؛ از دستگیری، پروندەسازی، اعترافگیری اجباری، بە زندان انداختن و حتی «خودکشیکردن!» فعالین تا تعطیلی کامل نهادها و انجمنها، بە این سیاهە باید مرگهای مشکوک را هم اضافە کرد (از جملە مرگ فعالین انجمن چیا کە چیزی بە دومین سالگردشان نماندە است).
جامعەی زیستمحیطی کردستان اکنون دیگر فیگورهای خود را نیز دارد و مردم بە حق آنان را «شهید» خطاب میکنند، واژەای کە سویەای متعالی دارد و نشانی است از وجود عقبەی اجتماعی. این جریان بخشی است از یک جنبش کلان سیاسی-اجتماعی کە وامیداردمان در بدترین لحظات این روزهای مرگزای، همچنان امیدوار باشیم؛ امید بە تداوم، بە تعالی و بە فرارفتن از وضعیتی کە حاکمین میخواهند آن را وضعی طبیعی بپنداریم.
۲۹ ژوئن, ۲۰۲۰
عدنان حسنپور / 30 June 2020
مرگنامه به جای روزنامه
▪️اردوی کار: فرناز حسن علی زاده روزنامه نگار روزنامه ایران با انتشار کلیشه ای از این شماره عصر این روزنامه تبدیل روزنامه ایران به مرگنامه را یادآور شده و نوشته: «کم کم داریم به جای روزنامه، مرگنامه میشیم. گزارش فوت ۳فعال محیط زیستی، رکورد فوت کرونایی تو کشور، مرگ نیم میلیون تو جهان، راز شلیک به هواپیمای اوکراینی و کشته شدن ده ها مسافر، معمای مرگ احتمالی منصوری تو این شماره
#ایران_عصر
#زاگرس_در_آتش
▪️پ.ن: جایی که به قول شاعر مرگ مائده می آفریند و نظام حاکم سرمنشا بازتولید حفره های سیاه متواتر و دایره وار مرگ است، اصلا تعجبی هم ندارد که روزنامه به مرگنامه تبدیل شود
مرگنامه به جای روزنامه / 30 June 2020