در ماه خرداد، چندن دختر و زن جوان را پدران و همسرانشان در ایران با انگیزه حفظ آبرو و غیرت مردانه به قتل رساندند. رومینا اشرفی ۱۴ ساله، فاطمه برحی ۱۹ ساله و ریحانه عامری ۲۲ ساله، همگی به دست کسانی کشته شدند که خانواده و نزدیکان آنها بودند.

این جنایتها بار دیگر توجهها را نسبت به موضوع خشونتهای مرتبط با جنسیت علیه زنان، زن کشی و قتلهایی که به «ناموسی» معروف هستند، جلب کرد. از جمله این مسئله مطرح شد که این قتلها، در همدستی نظام سیاسی و ساختار قانونی با فرهنگ مردسالار شکل میگیرند.
زمانه برای بررسی موضوع زنکشی با آسیه امینی، فعال حقوق زنان و تحلیلگر مسائل اجتماعی، وبیناری را برگزار میکند. آسیه امینی که در رابطه با خشونتهای مرتبط با جنسیت در ایران تحقیقات میدانی انجام داده است، طی این وبینار از منظر فرهنگ و سیاست، پدیده زنکشی را مورد بررسی قرار میدهد.
قتلهای مرتبط به جنسیت در ایران محدود به چند قتل که عوامل مختلفی موجب رسانهای شدن آنها میشوند، نیست. زنان و اقلیتهای جنسی در ایران به این دلیل که این نوع خشونت در ساختار قانونی و حکومتی مورد تأیید است، به ویژه آسیبپذیر هستند. ماده ۶۳۰ قانون مجازات اسلامی ایران به مردی که شاهد رابطه جنسی همسرش با مرد دیگری است، اجازه میدهد هر دوی آنها را به قتل برساند. ماده ۳۰۱ همین قانون، پدر و جد پدری را اگر چنانچه فرزند خود را به قتل برسانند، از مجازات اعدام معاف میکند و باز ماده ۶۱۲ همین قانون مشخص میکند که اگر اولیای دم، قاتل را ببخشند او اعدام نخواهد شد.
در این وبینار، از جمله به این موضوع پرداخته میشود که این نابرابری در مجازات در ساختار قانونی، و جایگزین نکردن مجازات اعدام با مجازاتهای جایگزین و متناسب با جرم، زنان را نسبت به قتلهای مرتبط با جنسیت و در درون خانواده در معرض خطر بیشتری قرار میدهد.
آسیه امینی برای آگاهیرسانی و اقدام برای کم کردن تعداد زن کشیها در ایران، دادخواستی را خطاب به مقامات سازمان ملل از جمله آنتونیو گوترش، دبیر کل سازمان ملل، جاوید رحمان، گزارشگر ویژه وضعیت حقوق بشر در ایران و دوبروکا سمینوویچ، گزارشگر ویژه درباره خشونت علیه زنان نوشته است. او از آنها خواسته است که «در مورد وضعیت قتلهایی که در ایران به بهانه حفظ ناموس و آبرو رخ میدهد و قربانیان آن دختران و زنان هستند» اقدام کنند.
اگر مایل هستید، این دادخواست را امضاء کنید، به لینک زیر مراجعه کنید:

خشونت علیه زنان در جمهوری اسلامی قانونی است.
قانونی که حقوق زنان را بعنوان نیمی از جامعه مد نظر قرار ندهد قابل احترام نیست و باید زیر پا گذاشته شود!
#زن_ناموس_هیچکس_نیست
#نان_کار_آزادی_
#برابری_رفاه_شادی
@zan_j
جمهوری اسلامی علیه زنان است / 19 June 2020
آیا گفته های دادستان کرمان حمایت ضمنی از زن کشی نیست؟!
دادستان کرمان: پدر ریحانه عامری قصد کشتنش را نداشت، صرفا یک میله فلزی به سمت دخترش پرتاب کرد
دادخدا سالاری، دادستان کرمان، در واکنش به کشته شدن ریحانه عامری به دست پدرش، قتل این دختر جوان را «حادثه» منجر به «فوت» خواند و گفت: «پدر این دختر قصد کشتن او را نداشت، صرفا به قصد ترساندن یک میله فلزی را به سمت دخترش پرتاب کرده که در اثر اصابت میله با سر، این دختر خانم ۲۲ساله فوت کرد.»
ریحانه عامری ۲۲ ساله دوشنبه بیست و ششم خرداد ماه در کرمان و به دست پدرش به قتل رسید و بنابر گزارشهای غیررسمی پدر ریحانه عامری شب قبل از قتل، بر سر دیر آمدن دخترش به خانه با او بحث و درگیری داشته و پیشتر نیز تهدید کرده بود که او را خواهد کشت.
دادستان کرمان همچنین کشتهشدن ریحانه عامری را در شمار «قتلهای ناموسی» ندانست و گفت که در کشته شدن این دختر جوان «به هیچ عنوان در این حادثه مسائل ناموسی مطرح نبوده است و تنها مشاجرات خانوادگی دلیل این حادثه بوده است.»
سالاری در بخشی دیگر از سخنانش رسانهها و کاربران شبکههای اجتماعی را به انتشار «دروغ» درباره کشته شدن ریحانه متهم کرد، توجه افکار عمومی به قتل او را ناشی از فعالیت «رسانههای معاند» خواند و گفت: «برخی رسانهها مسایلی را به دروغ به این حادثه افزدهاند که به این رسانهها هشدار داده میشود.»
این درحالی است که سایت رکنا، که در ایران خبرهای حوادث را پوشش میدهد، روز چهارشنبه خبر داد که «طبق اعتراف مرد کرمانی تصمیم او برای قتل ریحانه» از یکشنبه شب جدی شده بود.
این سایت نوشت که «روز دوشنبه ریحانه را در اتاق خواب با ضربه میله به قتل رساند و جنازه ریحانه کرمان را به بیابانهای نزدیک کرمان برد و درحالی که ریحانه تا ساعت ۱۱ شب زنده بود و پدرش مدام به او سر می زد اما با اورژانس تماس نگرفت تا اینکه ریحانه به خاطر خونریزی شدید تسلیم مرگ شد.»
ایران اینترنشنال
#زن_کشی_در_سایه_قانون
#قوانین_زن_ستیز
#زن_ناموس_هیچکس_نیست
@zan_j
آیا گفته های دادستان کرمان حمایت ضمنی از زن کشی نیست؟! / 19 June 2020
از ننگِ برده داری –
شعری از : اسماعیل خویی
برخی زنانِ شرعی ش، برخی کنیز بودند؛
برخی از آن کنیزان شهدُخت نیز بودند!
برخی جوان و برخی کودک، یکی دوتا پیر:
برخی ذلیل بودند، برخی عزیز بودند!
بودند، همچو انگور، دُزدیده ی شغالی:
برخی هنوز غوره، برخی مویز بودند!
اول، عروسِ شوهر؛ آخر، وبالِ سروَر:
یعنی که از همه چیز تا هیچ چیز بودند!
بیشینه شان نبودند صیدِ کمندِ عشقی:
همچون خوراکِ شهوت بود ار لذید بودند!
حتّا بزرگ زادی آزادشان نمی کرد:
وقتی گرفتگانِ شمشیرِ تیز بودند!
یعنی که برده بودند در چنگِ مالک وشوی:
کز او، مجال اگر بود، پا در گریز بودند!
از سروَرانِ اسلام تایی نمی برم نام:
کاین رهبران، یکایک شان، زن ستیز بودند!
از ننگِ برده داری چون شان نبود عاری؟
گر سروَرانِ اسلام اهلِ تمیز بودند!
وَ ننگِ برده داری بر نام شان بمانَد:
زیرا، ز بانوان شان، برخی کنیز بودند!
بیست و ششم فروردین ۱۳۹۸
#زن_کالا_نیست
#زن_ناموس_هیچکس_نیست
#سوسیالیسم_یا_بربریت
#زنده_باد_جنبش_نان_کار_آزادی
@zan_j
"از ننگِ برده داری " / 19 June 2020
#من_نمیتوانم_نفس_بکشم
پای خود را از گلوی من بردارید #من_ناموس_هیچکس_نیستم
چالش “من ناموس هیچکس نیستم” را باید راه انداخت.
@Digari_ir
@Shbazneshasteganir
چالش "من ناموس هیچکس نیستم" / 19 June 2020
جان زنان مهم است
جان زنان مهم است
جان زنان مهم است
سالانه شمار نامعلومی از زنان به دست شوهر، برادر، پدر، پسر عمو و دیگر افراد ذکور خانواده به طور فردی یا در طی تبانی فامیلی کشته می شوند و تا کنون اقدامی واضحی برای توقف این قتل ها انجام نشده و مساله به سکوت برگزار شده است. این قتل ها نه مساله فردی هستند، نه تصمیم احساسی و جنون آنی. باید به ریشه های اجتماعی و فرهنگی این جنایت ها توجه کرد و در جهت تامین امنیت زنان تلاش نمود. چرا که حق حیات نخستین حق بشر است و جان زنان مهم است.
#خشونت_علیه_زنان
@Digari_ir
@drsiminkazemi
جان زنان مهم است / 19 June 2020
موسسه خیریه ارتقای کیفیت زندگی زنان آتنا، فعال در زمینه حمایت از زنان آسیب دیده از خشونتهای خانگی، دارای مجوز اولین “خانه امن خصوصی” از سازمان بهزیستی در تهران، با توجه به شرایط هولناک پیش آمده و در شرایط وجود خلأ قانونی، آماده هرگونه ورود، کمک و حتی اسکان به موارد اضطراری همچون پروندههای رومینا، فاطمه برحی و ریحانه در سراسر ایران است.
اگر چنانچه پس از تماس با ۱۲۳ و مرکز فوریتهای اورژانسی سازمان بهزیستی در شهر خود، مسئله امنیت جانی شما همچنان باقی بود و در خطر بودید، با آتنا تماس بگیرید.
☎️ شماره تماس موسسه آتنا
۰۲۱۶۶۹۱۱۶۱۵
۰۲۱۶۶۹۲۱۰۶۳
#خشونت_علیه_زنان
#خانه_امن
#جان_زنان_مهم_است
#زن_کشی
@Digari_ir
@Atena_NGO
موسسه خیریه ارتقای کیفیت زندگی زنان آتنا / 19 June 2020
این زندگی نیست، پس میمیریم
⚪️ روز سهشنبه دوم مهرماه سال جاری اخباری مربوط به خودکشی زن جوانی به دلیل ضرب و شتم و اعمال تحقیر از سوی برادر خود از سوی سازمان ههنگاو منتشر شد. «مینا جوان» متاهل و مادر دو فرزند ۱۰ و ۱۴ ساله بود که در روستای کورانه ارومیه زندگی میکرد.
این زن جوان در حالی که در حیاط خانهی خود مشغول شستن لباسها بوده است، با ورود برادر خود به خانه و ضرب و شتم پیاپی از جانب او، پیرامون «رعایت نکردن حجاب» مواجه میشود. اتفاقی که فروپاشی روانی و استیصال به بار آمده از آن، منجر به خودکشی وی در خانهاش شد.
⚪️ صبح روز پنجشنبه ۱۱ مهرماه، کلانتری ۱۱۸ ستارخان تهران از سقوط مرگبار ۱ دختر ۱۵ ساله از طبقه چهارم خانه خبر داد. این دختر نوجوان ساعاتی پیش از خودکشی با پسر موردعلاقهی خود در حال قدم زدن در خیابان بوده است که با دیدن برادر ۱۹ سالهی خود و ترس از واکنشهای عصبی وی، خود را از پشتبام خانه به پایین پرتاب کرد.
⚪️ دیشموک شهری است در استان کهگیلویه و بویراحمد و از توابع شهرستان دهدشت، واقع در غربیترین نقطه استان، یعنی درست چسبیده به خوزستان. فقر فراگیر و فقدان صد در صدی تخصیص بودجهی آموزش، بهداشت و درمان، شهرسازی و خدمات اجتماعی، ساکنین این شهر را به مطرودان ازلی و بیحق شدهی کهکیلویه و بویر احمد بدل کرده است. وضعیت زنان نیز تنها با یک راه همسو میشود: خودسوزی و مرگ.
در شش ماههی نخست سال جاری بیش از ۱۱ مورد خودسوزی زنان جوان و محروم به ثبت رسیده است.
⚪️ به دختر آبی بازگردیم. به ۱۸ شهریور سال جاری و خبررسانی پیرامون خاکسپاری وی، آن هم تحت شدیترین سویههای امنیتی.
سحر خدایاری و خودسوزی وی مقابل دادسرای تهران، به مثابه اعمال نقطهای از توقفْ مقابل اجرای حکم و «دورنمای زندان» حاکمیت جمهوری اسلامی و «زندان خانهی پدری» بود. مادامی که مشت و سرکوب در «چار دیواری» رسمیت یافته شده و اجرای قوانین تبعیضآمیز بر روی میز است، آتش بنزین نیز آنقدرها سوزان نیست.
حلقآویز شدن «مینا جوان»، مادر دو فرزند نوجوان در پی ضرب و شتم برادر خود، پرتاب نوجوان ۱۵ ساله از وحشت برادر ۱۹ سالهی خود و اخرین آمار از خودسوزی هرماههی زنان دیشموکْ تنها مربوط به بخشی از خاموشی خونین زنان طی ۲ هفتهی گذشته است.
جمعیت گستردهای از زنان و دختران نوجوان به صورت هر روزه خود را «میکشند».
ابزارهای حذف فیزیکال آنان نیز در کنار ثبت هویتی چند خطی از آنان از سوی سازمانهای حقوق بشری و بخش حوادث روزنامههای جریان مسلط، رسانهای میشود.
زنان در آتش عصبیت نظام مردسالارانه، طناب سرکوب و خشونتهای بیپایان خانگی و اجرایی شدن قوانین تبعیضآمیز و آپارتاید گستردهی جنسیتی، سیاسی، اقتصادی و اجتماعیْ حذف میشوند.
این آمار، ایران را در رتبهی نخست خودکشی در خاورمیانه قرار داده است.
زنان ساکن در استانهای ایلام، لرستان، کهگیلویه و بویر احمد، آذربایجان شرقی و غربی، ترکمنهای گلستان و بوشهر، بیشترین تعداد مرگ خودسوزی را دارند.
زنانی که از قضا حقیقیترین آینهی تمامنمای خشونتورزی ساختاری حاکمیت در کالبد خود هستند. بنزینهای ریخته شده بر سر و کبریتی که بر بدن کشیده میشود، مرگ و عدم را به بیحمایتی مطلقِ مفاد تبعیضآمیز قانون اساسی و فرهنگ مورد حمایت «ناموس خوانی» و ناموس پرستی ترجیح میدهد.
دامنهی سرکوب علیه زنان مستاصل و محروم مانده از حقوق ابتدایی خود به حدی است که بسیاری از آنان، رنگی از تنظیم شکایت علیه خشونتهای خانگی و دادگاه خانواده را نیز در زندگی خود نمیبینند، دادگاهی که با حضور در آن با فاجعهی اجرایی قوانین تبعیضآمیز مواجه میشوند.
زنانی بیچهره، بیصدا و بیمطالبه که نه راهی به بازگشت در نهاد خانوادهی خود را دارند و نه گذران عمرِ زیر سایهی خشونت هر روزه را «زندگی» میدانند، بدل به آمار «بالاترین» های اعمال خودسوزی شدند. آماری که سوختن در میان شعلههای ارتجاع را به امری عادیسازی شده بدل کرده است. آنها میسوزند، پس هستند.
#سرکوب_زنان
«متن از گروه نویسندگان #سرخط »
@Sarkhatism
این زندگی نیست، پس میمیریم / 19 June 2020
قاتلان قتلهای ناموسی، مجرمان بیمجازات
یک ماهی بود که از «زبیده»، کارگر عرب زبانی که در امور خانه و نگهداری بچهها به من کمک میکند، خبری نداشتم.
زبیده زن مطلقهای است که از سر ناچاری در خانه این و آن کار میکند و گاهی مابین زمان استراحت، با من درد و دل میکند. این درد و دلها، دریچه نگاه من به زندگی عشایر عرب زبان حوالی شادگان و بندر امام خمینی است.
میدانستم با وجود میانسال بودنش، به این علت که از همسرش طلاق گرفته از سوی مردان خانوادهاش زیر فشار روانی زیادی است.
بعد از یک ماه، وقتی سر و کلهاش پیدا شد، حال و روز خوشی نداشت. چشمهای گود رفته و صورت کبود شدهاش نشان میدادند کتک خورده و وقتی اصرار مرا دید، شلوارش را بالا کشید؛ از ساق پا تا رانهای زبیده، یک دست کبود بود.
او برایم از یک جنایت خاموش گفت که درست در چند کیلومتری من، در نیمهشب یکی از شبهای دیماه در قبرستان شهر محل سکونتم اتفاق افتاده بود: «زن بسیار زیبا و ۲۳ ساله همسایه به نام “فاطمه” که به عنوان زیباترین زن طایفه ما مشهور بود، به گمان داشتن رابطه نامشروع، به دست برادرانش کشته شد. من هم به جرم تلاش برای نجات فاطمه، به دست افراد طایفه کتک خوردم.»
زبیده تعریف میکند:«فاطمه دو فرزند دارد. او را از کودکی برای پسر عمویش نافبُر کردند. میگفتند شوهرش عاشق او است. اما کسی نیست بگوید اگر عاشقش بود چرا مرتب او را کتک میزد. مدتی بود که این شایعه همه جا منتشر شده بود که فاطمه با پسر همسایه روبهرویی رابطه دارد.
این قصه به گوش “خلیل” هم رسیده و مترصد فرصت بود تا این که یک شب وقتی از سر کار برمیگشته، پسرک همسایه را حوالی خانهشان میبیند که گویا تازه از آنجا خارج میشده است. وقتی وارد منزلشان میشود، میبیند فاطمه مرتب و آرایش کرده با لباس خواب آنجا ایستاده است. بلافاصله برادران فاطمه را در جریان قرار میدهد و همان شب مردان خانواده ساعت ۴ سپیدهدم فاطمه را کشان کشان به محل قبرستان قدیمی میبرند.
موهای بلند فاطمه را گرفته و او را روی زمین میکشند. فاطمه به زبیده و همسایههای دیگر پناه میبرد ولی زبیده را هم کتک زده و او را به سمت قبرهای تازه گود شده میکشانند. اصرار و تلاش نگهبان و مرده شور قبرستان هم بیفایده است. سرش را به طور کامل از تنش جدا میکنند و او را با همان لباس خواب، در یکی از قبرهای آماده شده میاندازند و رویش خاک میریزند.
بلافاصله بعد از مرگ فاطمه، شیوخ طایفه دور هم جمع میشوند و با دریافت مبلغ شش میلیون تومان از خانواده پسرکی که گمان به رابطهاش با فاطمه میرفته، رضایت خود را نسبت به آنها اعلام میکنند.»
ششم خردادماه سال ۱۳۸۹ خبرگزاری «ایسنا» در مورد قتلهای ناموسی و به نقل از سازمان ملل نوشت: «هر سال ۵ هزار زن به “لکهدار کردن حیثیت خانواده” و با عنوان “قتلهای ناموسی” جان خود را از دست میدهند.»
بنا بر تعریف سازمان ملل، قتلهای ناموسی به آن دسته از قتلهایی گفته میشود که برایشان بهانههای عرفی و شرعی تراشیده میشود تا در پناه این بهانهها، به آنها مشروعیت ببخشند و از همدلی افکار عمومی نسبت به قربانیان بکاهند.
این قتلها اغلب به دلایلی چون رابطه نامشروع زنان با یک فرد نامحرم، تجاوز جنسی و حتی طلاق و رفتارهای نامتعارف و مخالف عرف از سوی زن و اغلب به دست مردان فامیل و طایفه انجام میشود. توجیه آنها هم این است که رفتار آن زن، آبرو و حیثیت خانواده یا قبیله را زیر سوال برده و سبب شرمساری شده است.
این توجیهی است که مردان یک خانواده برای جلب رضایت عمومی جامعه به کار میبرند و اغلب هم جامعه با فرد قربانی به استناد همین توجیه لکهدار کردن شرف و آبرو، احساس همدردی نمیکند. در این موارد، پروندهای هم وجود ندارد، عزاداری قابل توجهی برای قربانی برگزار نمیشود و علت مرگ را خودکشی یا مرگ اتفاقی اعلام میکنند.
گاهی ممکن است این قتلها تنها برپایه شایعههای ریز و درشت اخلاقی، بدون هیچ جایگاه منطقی انجام شود.
«نعیمه» از ساکنان منطقه عربنشین شادگان در گفتوگو با «ایرانوایر»، تجربه خود را این گونه تعریف میکند: «یک روز غروب، شوهر خالهام سرزده وارد خانهٔ ما شد. بدون این که به سلام من پاسخ بدهد، به تندی سراغ پدرم را گرفت و پدرم و برادرانم را به داخل اتاق فراخواند. به نظر، شرایطی غیرعادی میآمد اما من نمیتوانستم حدس بزنم چه شده است؟
آنها ساعتهای طولانی در اتاق ماندند و وقتی شوهر خالهام آنجا را ترک کرد، برادران و پدرم مرا به داخل اتاق بردند و بدون هیچ توضیحی، تا توانستند با کمربند و هر چیزی که دم دستشان بود، کتک زدند. درست مثل یک توپ فوتبال از این سر اتاق به سمت دیگر پرتاب میشدم.تمام صورتم تا کمرم را خون گرفته بود. از بینی و گوشهایم خون فوران میزد. مابین کلمههایی که از سر خشم میگفتند، میشنیدم که مرا به بردن آبروی خانواده متهم میکردند و میگفتند که من مستحق مرگ هستم. آنها واقعا به نیت کشتن من، به صورتم و شقیقهام مشت میزدند. به هر حال، درست در دقایقی که فکر میکردم کارم تمام شده، مادرم سر رسید و خودش را وسط معرکه انداخت.
وقتی به هوش آمدم، بیمارستان بودم و زیر چشمهای مادرم هم کبود شده بود. آن روز، من با پسرجوانی که عاشقش بودم و میخواستیم با هم ازدواج کنیم، در یکی از کوچه، پس کوچههای پرت و دور شهر قرار گذاشته بودیم. حداکثر رابطه مابین دو جنس مخالف در شرایطی که من داشتم، دیدار کوتاهی در محیط بیرون از خانه و رد و بدل کردن چند کلمهٔ محبتآمیز بود و گویا آن روز پسر خالهام مرا در آن وضعیت دیده بود. الان که فکرش را میکنم، میبینم میتوانستم یک قربانی قتلهای ناموسی باشم آنهم بدون این که حتی دست مرد مورد علاقهام را گرفته باشم.»
روزنامه «اعتماد ملی» در آبان ماه ۱۳۸۷ به نقل از «لیزا انزایا»، از کارشناسان سازمان ملل، در مورد آمار این قتلها اشاره میکند:«وقوع این قتلها به کشورهای اسلامی یا توسعه نیافته محدود نمیشود بلکه در ۵۲ کشور دنیا و حتی در کشورهای پیشرفتهای مانند آلمان، هلند، امریکا و سوییس نیز رخ میدهد؛ گر چه بیشتر آنها از سوی مهاجران به این کشورها انجام شده است.»
بیشترین آمار قتلهای ناموسی به کشورهای جنوب آسیا، خاورمیانه و شمال آفریقا برمیگردد و پاکستان با سالانه یکهزار و۵۰۰ قتل ناموسی، در صدر این فهرست قرار دارد. ترکیه، ایران، عمان، مصر و کردستان عراق بعد از پاکستان، در این فهرست قرار میگیرند.
استانهای خوزستان، کردستان، آذربایجان، ایلام، کرمانشاه، سیستان و بلوچستان، لرستان، همدان، فارس و خراسان به ترتیب از استانهای شاخص در مورد وقوع قتلهای ناموسی هستند.
آن چه که این نوع قتلها را با سایر جنایتها متفاوت میکند، مجاز شمردن و پذیرش عرف محلی یا قبیلهای است به شکلی که اغلب هیچ کس به مراجع قضایی شکایت نمیکند و حتی گاهی پروندهای هم در مورد آنها تشکیل نمیشود. در یک توافق خاموش، همه افراد طایفه با پذیرش ضمنی یا قطعی قتل، قاتل یا قاتلان را تحت پوشش و حمایت خود قرار میدهند.
قتل این زنان، عرف جامعه محلی را دل آزرده نمیکند بلکه مرد یا مردان قاتل را غیرتمند و حافظ شرف و ناموس خانواده معرفی میکند. بیشتر این قتلها، با خشم و نفرت زیاد انجام میشوند. فرد قربانی در نهایت ناهمدلی، در یک دادگاه درون خانوادگی یا درون طایفهای مورد قضاوت قرار میگیرد و محکوم میشود. در این میان، قاتل خودش را پنهان نمیکند و فراری نیست، به راحتی در جامعه تردد میکند و اصراری برای پنهان کردن ماجرا ندارد.
بنا بر پژوهشی که «پروین بختیارینژاد» انجام داده و در کتاب «فاجعه خاموش» انتشار یافته است و با تکیه بر گزارش پلیس استان خوزستان در سال ۱۳۸۸، این استان در راس وقوع قتلهای ناموسی کشور قرار دارد. بر مبنای همین اطلاعات، شهرهای شادگان، آبادان و اهواز به ترتیب دارای بیشترین آمار قتلهای موسوم به «ناموسی» هستند. وقوع این قتلها مابین ساکنان مرزی خوزستان و در میان عشایر عرب، بیشتر متداول است.
سال گذشته نیز رییس پلیس استان خوزستان در گفتوگو با ایسنا، اعلام کرد که نزدیک به ۴۰ درصد قتلهای این استان ناموسی بوده و این البته فقط مربوط به آمار رسمی اعلام شده است. چه بسا قتلهای بسیاری که اساسا به مراجع قانونی اعلام نمیشوند.
زبیده در مورد برخورد افراد طایفه با مساله قتل ناموسی میگوید: «اگر به طور اتفاقی، مساله یک قتل از سوی مراجع قضایی پیگیری شود، گاهی خویشاوندان قاتل با مراسم ویژه “یزله” و کِل و پایکوبی، قاتل را تا مراجع قضایی همراهی میکنند. آنها دسته جمعی، دیه را جمعآوری و یا سند ضمانت را تهیه میکنند. این در شرایطی است که مقتول بدون برگزاری مراسم معمول ختم، به خاک سپرده میشود و از خرما و حلوا و گل و شیرینی و به نمایش گذاشتن یادگارهای مقتول خبری نیست.
آمران و عاملان قتلها به طور جدی از سوی دادگستری استان هم مورد تعقیب قرار نمیگیرند و این بیمیلی برای پیگیری، گرچه بر اساس هیچ قانونی مکتوب نشده ولی با توصیه بزرگان و شیوخ طوایف وجود دارد و قاتل به طور جدی مورد تعقیب و بازجویی قرار نمیگیرد.»
میگوید:«معمولا بعد از بدنامی یک زن، ریش سفیدان طایفه، دادگاهی برگزار میکنند و حکم قتل او صادر میشود. گاهی برای این که مراجع قانونی نتوانند یک نفر را متهم به قتل کنند و همه مردان فامیل در این افتخار شراکت داشته باشند، قتل به طور دسته جمعی انجام میشود. در موارد نادری هم بوده که بعد از قتل یک زن، جسدش را در طایفه به نمایش عمومی میگذارند تا همسایگان و خویشان نزدیک مطمئن شوند که لکه ننگ طایفه پاک شده است. از آن جایی که در این نوع قتلها، شاکی خصوصی وجود ندارد و ولی دم، خودش به قتل توافق کرده، فرد قاتل بعد از مدت کوتاهی آزاد میشود و در صورتی که قانون فرد قاتل را ملزم به پرداخت دیه کند، هر کدام از افراد عشیره سهم خودشان را پرداخت میکنند و ماجرا ختم میشود.»
در این مورد، قانون هم سختگیری چندانی بر قاتلان قتلهای ناموسی نمیکند. بر اساس ماده ۶۳۰ قانون مجازات اسلامی، «هرگاه مردی همسر خود را در حال زنا با مرد اجنبی مشاهده کند و علم به تمکین زن داشته باشد، میتواند در همان حال آنها را به قتل برساند و در صورتی که زن مکره باشد، فقط باید مرد را به قتل برساند.»
در مواردی، تنها گمان به بدکاری زن کافی است. سایت «قتلهای قومی و خشونتهای ناموسی علیه زنان» چند مورد را نقل میکند: «نعیمه زن جوانی از عشایر عرب ساکن یکی از بخشهای جنوبی خوزستان بود. او در سالهای جوانی به علت بدرفتاریهای شوهر، از او جدا شد. تمام دوران جوانی تا میانسالی وی در عسرت و سکوت گذشت و او برای گذران زندگی، در زمینهای کشاورزی مردم منطقه کار میکرد. یک روز در هنگام چیدن علفهای هرز زمین کشاورزی، توسط برادرزادهاش با تراکتور زیر گرفته شد و جانش را از دست داد. نعمیه اولین کسی بود که به عنوان دایه، فرزند برادرش را از شکم مادرش گرفته و بند ناف او را بریده بود.»
اما در مواردی هم علت قتل میتواند تن ندادن زن به یک ازدواج عرفی و سنتی باشد. مورد «سمیه» از این دست موارد است: «سمیه دختر جوانی است که تن به ازدواج سنتی با پسر عمویش نداد. او عاشق مردی از طوایف مرزی عراق شد، با مرد دلخواهش ازدواج کرد و صاحب دو فرزند هم شد. آنها زندگی آرامی نداشتند و مدام ناچار بودند از دست خانواده سمیه، از این استان به آن استان فراری باشند. اما سرانجام، یک روز وقتی سمیه داشت به نوزادش شیر میداد، کیلومترها دورتر از خانه، در شهر مشهد توسط برادرها و عموزادههایش که سراسر ایران را دنبالش گشته بودند، کشته شد.»
قاتلان قتلهای ناموسی، مجرمان بیمجازات / 19 June 2020
همسر آزاری در چهارمحل خورگام رودبار گیلان/ ضرب و شتم فجیع زن جوان توسط مرد کهنسال
▪️شرح ماجرا: مرد کهنسال که حدود ۸۰سال سن دارد همسر دوم و جوان خود را که حدود۲۲ سال سن داشته و دارای یک فرزند پسر است به بهانه وجین نکردن مزرعه عدس مورد ضرب و شتم فجیع قرار داده است.
▪️زن خانواده که همسر دوم مرد کهنسال و دارای فرزند حدود ۵ ساله پسر است پس از فرار از دست شوهر به همسایه ها و مردم و مغازه داران میدان اصلی چهارمحل پناه برده در حالیکه شرایط جسمی مناسبی نداشته و رمقی برای تنفس و سرپا ماندن در جسم بی جان باقی نمانده بود.
▪️به همین دلیل همسایگان پس از مداوای اولیه با برقراری تماس تلفنی ۱۱۰همچنین از اورژانس اجتماعی کمک درخواست کردند و سپس برای بستری به بیمارستان رستم آباد انتقال داده شد
▪️همسر مورد ضرب و شتم قرار گرفته اصالتی دیلمانی دارد که پس از فوت همسر اول به عقد مرد کهنسالی درآمده است
▪️ همکاران اورژانس اجتماعی با مشاوره دادن از التهابات جلوگیری نمودند و خانم و فرزندش را جهت مداوا به بیمارستان رودبار انتقال دادند وسپس این خانم تحویل خانواده پدری اش شد.
@ordoyekar
همسر آزاری در چهارمحل خورگام رودبار گیلان/ ضرب و شتم فجیع زن جوان توسط مرد کهنسال / 19 June 2020
۳۰ خرداد #روز_ندا است.
در ۳۰ خرداد ۱۳۸۸ #ندا_آقاسلطان که در اعتراضات مردمی به نتایج انتخابات ریاست جمهوری شرکت کرده بود در امیرآباد تهران به ضرب گلوله مستقیم یک عضو سپاه پاسداران کشته شد.
#علیه_فراموشی
@Digari_ir
@Roozha365
"۳۰ خرداد روز ندا است" / 19 June 2020
۱۹ژوئن روزجهانی مقابله با #خشونت_جنسی_علیه_زنان درجنگ است.
این روز برای حمایت از زنان و دخترانی است که در مناطق جنگی قربانی #خشنونت_جنسی میشوند.
شعار امسال این است: تاثیر کووید-۱۹ بر بازماندگان خشونت جنسی ناشی از جنگها.
مقابله با خشونت جنسی علیه زنان درجنگ / 19 June 2020
جنسیت و فضا
مطالعات جنسیتی شهر
Space and gender
Urban gender studies
✍️ترجمه: زهره رجبی
برای تخمین آنچه که برنامهریزی جنسیتی ممکن است قادر به انجام آن باشد یا خیر، نحوه مفهومسازی #جنسیت و #فضا نقش مهمی دارد.
در مطالعات جنسیتی شهری، بسیاری از محققان، رویکردهای ساختار اجتماعی دارند که بر اساس این فرض است که هم جنسیت و هم فضا یک موجود طبیعی نیستند، بلکه هر دو در اجتماع برساخت شدهاند. جامعهشناس «مارتینا لوو» Martina Löw (۲۰۰۶) فضاها را به عنوان «رابطه ترتیبی موجودات زنده و کالاهای اجتماعی» تعریف میکند.
همانطور که جغرافیدان «دورن مسی» Doreen Massey میگوید: فضاها «همیشه در دست ساخت» هستند (مسی ،۲۰۰۵). لوو استدلال میکند که «جنسیتسازی فضاها از طریق سازماندهی ادراک» انجام میشود، که منجر به جمعی شدن نظم اجتماعی و انتخاب مکان و روشی میشود که بتواند اصول ساختاری جامعه را بازتولید کند (از جمله جنسیت).این جنسیت از نظر اجتماعی ساخته شده است ، بینشی که قبلاً توسط سیمین دوبوار در دهه ۱۹۶۰ شکل گرفته است.
پژوهشهای گستردهای وجود دارد که به تاثیر بر ساخت متقابل فضا و جنسیت مربوط میشود. به عنوان مثال استفاده و تملک #فضاهایعمومی که به طور واضح جنسیتی است. در مطالعهای، نتیجه احساس ناامنی زنان در فضاهای عمومی، به ویژه در شب، مربوط به جامعهپذیری آنها (Rivière، ۲۰۱۳) و موقعیت سنتی آنها به عنوان «غریبه و جدا مانده» در فضای عمومی است (Ruhne، ۲۰۰۳، ۲۰۱۰).
اسکان و الگوهای مسکونی مورد دیگری از جنسیتی بودن فضا است. حومهسازی یا حاشیهسازی در شهرها، پدیدهای است که ذاتاً با #نظم_جنسیتی_مدرن یک نانآور مرد و یک زن خانهدار و مادری که وظیفه مراقبتهای بهداشتی را بر عهده دارد، که ممکن است کار نیمهوقت داشته باشد، مرتبط است.
بنابراین ، شهرهای مدرن با تفکیکسازی سرسختانه مکانها و عملکردها ساخته شدهاند. مثلا مناطق تجاری معمولی در داخل شهر که مشاغل در آن قرار دارند و مناطق مسکونی حاشیهای که فاقد زیرساختهایی از قبیل حمل و نقل عمومی، خرده فروشی و خدمات و همچنین امکانات مراقبت هستند. حتی چیدمان خانه به خودی خود (آشپزخانه کوچک ، اتاق نشیمن بزرگ) بیانگر سلسله مراتب عملکردی حوزههای (جنسیتی) بود.
به مرور، انتخاب مسکن و الگوهای مسکونی خانوادههای هستهای جوان با تغییر آهسته روابط جنسیتی سازگار شده به گونهای که محیط حومه شهر دیگر انتخاب اول آنها نیست. داخل شهرها به ویژه برای خانوادههای هستهای طبقه متوسط بسیار جذاب شدهاند (Frank ، ۲۰۰۸ ، ۲۰۱۲)
برای برنامهریزان شهری با دغدغه اهمیت جنسیت، سوال مهم این است که:
آیا این بینشها و نقدها به هیچ وجه میتواند منجر به یک برنامهریزی حساس به جنسیت شود؟ این چالشها با مراجعه به مدلهای برنامهریزی ساختارشکنانه در بخشهای دیگر اصل مقاله که لینکش موجود است، مورد بحث قرار گرفته است.
#زنان_فضای_شهری
#جنسیت_فضا
@Digari_ir
@Shahr_Zanan
***
جنسیت و فضا / 19 June 2020
ناموس، تهدیدی که زنان بر شانه های شان حمل می کنند
سیمین کاظمی
ناموس، آبرو و شرف معیار منزلت اجتماعی در جوامع سنتی و پدرسالار است و متکی به دیدگاه جمعی نسبت به فرد است. جامعه سنتی هنجارها و ارزش هایش را به شکل الزامات و شروط پذیرش فرد/ خانواده در آن جامعه تعریف می کند و انتظار دارد همه اعضای جامعه به رعایت آنها متعهد باشند. فرد/خانواده ای که این هنجارها را نقض کرده باشد، منزلت اجتماعی و اعتبارش را از دست داده و ممکن است طرد شود یا بعضی حقوق و امتیازاتش را از دست بدهد.
بخشی از این هنجارها و ارزش ها بر رفتار جنسی و سکسوالیته افراد ضمیمه شده و آبرو و اعتبار افراد متصل به آن است. در جوامع پدرسالار زنان به عنوان حاملان اخلاق و آبرو در نظر گرفته شده اند و آبروی خانواده متکی به شایستگی آنهاست. در واقع رفتار زنان ابزار سنجش آبرو و اعتبار است و این آبرو و اعتبار به رفتار جنسی و سکسوالیته زن همبسته است. اینجاست که مفهوم ناموس شکل می گیرد و زن تحت مراقبت و نظارت مرد مجبور می شود، بار ناموس را به دوش بکشد.
علاوه بر این یک ویژگی دیگر جامعه پدرسالار و سنتی مالکیت مبتنی بر جنسیت که به مردان اعطا شده است و بر اساس آن زنان و فرزندان از متعلقات و مایملک مرد هستند. بر اساس همین دیدگاه مالکیت است که آبروی زن، یک موضوع شخصی نیست و زیر مجموعه آبروی مرد(پدر،برادر، شوهر، پسرعمو) به حساب می آید. از آنجا که در چنین جامعه ای زن انسان مستقل و آزاد به حساب نمی آید و جزء مایملک مرد است، وظیفه نظارت و کنترل بر او از جمله حفظ آبرو بر عهده مرد گذاشته شده است. انتظار اجتماعی این است که مرد برای ایفای نقش به عنوان مدافع آبرو و ارزش ها و هنجارهای جامعه مجهز به غیرت باشد که در صورت احساس خطر بی آبرویی واکنش نشان بدهد.
چون موضوع آبرو و ناموس یک وجه سابجکتیو قوی دارد و متکی به تفسیر ذهنی است، مردان مجهز به غیرت ممکن است بر اساس تفسیر ذهنی خودشان حرکات و رفتارهای زن را حمل بر بی آبرویی کنند و به آن واکنش نشان دهند. در واقع ممکن است منتظر واکنش جامعه نمانند و خودشان تفسیر و بر مبنای آن عمل نمایند و زن را مجازات کنند، و حتی به قتل برسانند.
احساس خطر بی آبرویی و خدشه بر ناموس به طیف گسترده ای از رفتارهای پیشگیرانه برای حفظ ناموس منجر می شود که عموما بر کنترل زندگی فردی و اجتماعی زن استوار شده است و جنبه های مهمی از زندگی زنان را تحت تاثیر قرار داده و حقوق آنها را نقض می کند. ممانعت از خروج از منزل، ممانعت از تحصیل در مدرسه یا دانشگاههای شهرهای بزرگ، ممانعت از اشتغال، ازدواج زودرس و اجباری، بی علاقه بودن به دختردار شدن و جلوگیری از آن مثالهایی از این رفتارهای پیشگیرانه برای حفظ آبرو هستند که بعضی از آنها به طور قانونی به رسمیت شناخته شده اند. در واقع می توان گفت، نظارت و کنترل مردان بر زندگی زنان در نظم اجتماعی و سیاسی موجود هم تایید شده و هم بازتولید می شوند.
مفهوم ناموس در تضاد و تناقض با کرامت انسانی زن است، از این رو لازم است، این دستاویز اسارت و خشونت بر زنان، کنار گذاشته شود و به جای آن مفهوم اخلاق به شکلی مدرن و انسانی بازسازی شود و هر دو جنس متعهد به آن شناخته شوند. برای گذر از مفهوم خشونت زای ناموس، استحاله فرهنگی و گذر از پدرسالاری به یک نظام فرهنگی مبتنی بر برابری جنسیتی و حفظ کرامت انسانی زنان ضروری است، که البته پیش از هر چیز باید زمینه مادی آن فراهم شود.
@drsiminkazemi
سیمین کاظمی / 19 June 2020
لیلا فرخی “ادمین گروه دوستان خوب کرج” چند روز پیش به دست همسرش در بالکن خانهشان در گلشهر کرج با اسلحه شکاری به قتل رسید و همسرش هم خودکشی کرد.
دختر نوزده سالهاش که شاهد این ماجرای تلخ و دردناک بوده هم زخمی شده است.
#زنکشی_نشانهی_تحجر_است
#نبود_قوانین_سختگیرانه_نشانهی_مردسالاریست
اتحاد بازنشستگان
@etehad_bazn
زنکشی نشانهی تحجر است / 20 June 2020
مجمع اسلامی دانشجویان دانشگاه الزهرا (س)
سلام این فایل اول از مجموعه پرونده های قتل های ناموسی #نشریه_صوتی درنگ با حضور جلوه جواهری فعال حقوق زنان است.
در این شماره از #درنگ به قتل های ناموسی و علل آن، واکنش افکار عمومی و نهاد های مدنی در قبال این قتل ها و چگونگی پیش رفتن روند #خشونت_علیه_زنان در ایران پرداخته ایم.
این شماره از درنگ به همه قربانیان قتل های ناموسی و همه ی زنانی که در بند تعصب،در زندان های شیشه ای #مردسالاری به ظاهر زندگی می کنند و هرآن ممکن است قربانی خشونت های خانگی و #قتلهای_ناموسی شوند تقدیم می شود.
میخواستم تو را خوشبخت بسازم، ای دختر دوست داشتنی گیلان
لباس تازهای به تنت بپوشانم، ای دختر دوست داشتنی گیلان
روی کلبهات سقفی بزنم، ای دختر دوست داشتنی گیلان
بر سرم فریاد بزن، فریاد بزن، ای دختر دوست داشتنی گیلان
رگ خوابت را با داس بزن، با داس بزن، ای دختر دوست داشتنی گیلان
❇️@majma_alz
***
#مجمع_الزهرا
مجمع اسلامی دانشجویان دانشگاه الزهرا (س),
[ Audio file : derang2_2nd_edition_64(1).mp3 ]
زن ناموس هیچکس نیست
❇️@majma_alz
***
#مجمع_الزهرا
#نشریه_صوتی_درنگ
#قتل_ناموسی
#کارگروه_زنان
#زن_کشی
پرونده های قتل های ناموسی #نشریه_صوتی درنگ / 20 June 2020
مثل ما که نیست شدیم
پنجمین قتل در یکماه اخیر
زن۱۸ سالهای به نام سمیه فتحی در کرمانشاه به دلیل آنچه «مسائل ناموسی» خوانده شده، به دست پدر، برادر و دیگر اعضای خانوادەاش بە قتل رسیدە است.
او متاهل و حامله بوده و روز پنج شنبە ٢٩ خرداد با خوراندن قرص برنج جان خود را از دست داده است.
بر اساس این گزارش، قتل او بە دلیل «مسائل ناموسی» و اتهام «ارتباط با یک پسر جوان» رخ داده است.
بنا به اخبار سیده خانوادە سمیە مراسم ختم برگزار نکردە و «هیچ یک از قاتلین نیز بازداشت نشدەااند
در این حوالی
زنی را میشناسم
که استخوان غرورش
شکسته ،
زیرچشم احساساش
کبود شده ،
دنده های عواطفاش
ضرب دیده ،
و من در عجبم
هیچ پزشک قانونی
طول درمان نمیدهد.
شعر:«راضیه پورکاظمی»
منبع:صفحه فیسبوک پروین ذبیحی
#قتل_ناموسی
#زن_کشی
@Digari_ir
مثل ما که نیست شدیم / 20 June 2020
خودکشی پنج زن در کردستان
▪️اردوی کار: طی روزهای اخیر پنج زن در شهرهای درە شهر، هرسین، سنندج، مریوان و ارومیە بە زندگی خود پایان دادەاند. براساس اطلاعات سازمان حقوق بشری هه نگاو،
▪️روز پنجشنبە ٢٩ خرداد ٩٩ یک زن جوان اهل هرسین در استان کرمانشاه با هویت “مینا صمیمی” بە دلیل مشکلات خانوادگی و اختلاف با همسر با خردن قرص برنج بە زندگی خود پایان داد.
▪️هم زمان و همان روز، یک زن جوان اهل سنندج با هویت “ف. ک” بە دلیل مشکلات خانوادگی با پرتاب خود از آپارتمان محل زندگیش، بە زندگی خود پایان داد.
▪️روز چهارشنبە ٢٨ خرداد، سیمین رشیدی اهل شهرستان درەشهر در استان ایلام بە دلایل نامعلومی خود را حلق آویز و بە زندگی خود پایان داد
▪️روز شنبە ٢۴ خرداد، زینب مجیدی فر زن جوان اهل روستای فلکان ارومیە چند روز پس از اقدام به خودسوزی به دلیل مشکلات خانوادگی در یکی از مراکز درمانی ارومیە جانباخت.
روز پنجشنبە ٢٢ خرداد روژین فلاحی زن ٢٢ سالە اهل مریوان بە دلیل مشکلات خانوادگی خود را حلق آویز کرد.
@ordoyekar
خودکشی پنج زن در کردستان / 20 June 2020
یک قتل جنایتکارانه ناموسی دیگر اینبار در کرمانشاه
◼️شنبه ۳۱ خرداد ماه، مطابق اخبار منتشره، روز پنجشنبه ۲۹ خرداد ماه، یک زن جوان در کرمانشاه توسط خانوادە خود بە قتل رسیدە و هیچ یک از قاتلین بازداشت نشدەاند.
هویت زن به قتل رسیده ”سمیە فتحی“ ۱۸ ساله اعلام شده که، توسط پدر، برادر و سایر اعضای خانوادەاش با خوراندن قرص برنج بە قتل رسیدە است.
سمیە فتحی اهل دهستان قلعە زنجیر شهرستان دالاهو و ساکن محلە « درە دریژ» کرمانشاه بودە و همانجا بە قتل رسیدە است.
گفته می شود سمیە متاهل و حاملە بودە و بە دلیل هر آنچە مسائل ناموسی و ارتباط با جوان دیگری خواندەاند، بە قتل رسیدە است.
لازم به ذکر است که تنها طی چند روز اخیر ۹ زن دیگر در شهرهای دره شهر، هرسین، سنندج، آبادان یزد، گیلان و ارومیه به دلایل ناموسی کشته شده اند.
#کولبر_نیوز
#kolbarnews
@kolbarnews
یک قتل جنایتکارانه ناموسی دیگر اینبار در کرمانشاه / 20 June 2020
از هر ۳ زن، یک نفر خشونت جسمی، جنسی و روانی را تجربه میکند و اغلب از طریق کسی که با او رابطه خصوصی دارد. (WHO) سازمان بهداشت جهانی.
۱۹ژوئن روزجهانی مقابله با #خشونت_جنسی_علیه_زنان درجنگ است. این روز برای حمایت از زنان و دخترانی است که در مناطق جنگی قربانی #خشنونت_جنسی میشوند. شعار امسال این است: تاثیر کووید-۱۹ بر بازماندگان خشونت جنسی ناشی از جنگها
#به_خشونت_علیه_زنان_پایان_دهید
#نه_به_آپارتاید_جنسی_نژادی
@zan_j
به خشونت علیه زنان پایان دهید / 20 June 2020
سرگذشت تلخ «دُر بی بی» و ازدواج اجباری دخترانش
▪️اردوی کار:«دُر بی بی» مادری ۳۷ ساله که ۹سال قبل همسر خود را از دست داده و با کارگری و کار در زمین های کشاورزی و یارانه ۴۵ هزار تومانی روزگار خود و فرزندانش را می گذراند سه دختر دارد که خانواده شوهرش و در واقع عمو و عمه فرزندانش اصرار دارند دختر ۱۲ ساله این زن ازدواج کند؛ همانطور که زهرای ۱۴ ساله را سال قبل به زور عروس کرده بودند.
▪️زهره که تازه ۱۲ سالش تمام شده، راضی به ازدواج نیست و می گوید: «می خواهم درس بخوانم و نمی خواهم ازدواج کنم.»
▪️«در بی بی» به خبرنگار ایسنا گفته: عمو و عمه زهره گفته اند حالا که ازدواج نمی کنی باید در خانه ما کار کنی که بعد از دعوا برای شوهر دادن او، زهره دست به خودکشی زد.
▪️وی گفت: بعد از چند روز که زهره از بیمارستان ترخیص شد و به خانه آمدیم، پسر برادرشوهرم به خانه ما آمد و می خواست زهره را کتک بزند که من مانع شدم و مرا به باد کتک گرفت.
▪️در بی بی با اشاره به اینکه من امنیت جانی ندارم و خانواده شوهرم مرا اذیت می کنند افزود: دختر ۱۴ ساله ام را هم سال قبل شوهر دادند که به همراه شوهرش در جای دیگری کارگری می کنند و وضع مالیشان خوب نیست.
▪️خبرنگار ایسنا نوشته که با پیگیری رسانه ای، سرپرست معاونت اجتماعی دادگستری استان کرمان به این موضوع ورود کرده ، رییس دادگاه شهرستان فهرج، دستور پیگیری وضعیت این خانواده را داده و ساعتی پیش از انتشار این خبر «در بی بی»، با ابراز خوشحالی از پیگیری ها، راهی دادگاه بوده تا پرونده و شکایتش از خانواده شوهر را پیگیری کند و حال زهره نیز خوب بوده است.
▪️پ.ن: فقط معلوم نیست در سراسر کشور درست در همین ساعت سرنوشت تلخ چند هزار «در بی بی» دیگر محروم از هر گونه حمایت و پیگیری رسانه ای در حال رقم خوردن است؟
***
@ordoyekar
سرگذشت تلخ «دُر بی بی» و ازدواج اجباری دخترانش / 21 June 2020
سپیده قلیان دوباره بازداشت و به زندان اوین منتقل شد
▪️اردوی کار: سپیده قلیان، از متهمین پرونده اعتراضات هفت تپه، حامی حقوق کارگران و فعال مدنی امروز یکشنبه ۱ تیرماه پس از حضور در واحد اجرای احکام دادسرای اوین بازداشت و جهت تحمل دوران محکومیت خود به زندان اوین منتقل شد. وی آذرماه ۹۸ توسط دادگاه تجدیدنظر استان تهران به تحمل ۵ سال حبس تعزیری محکوم شد.
▪️زندانی شدن سپیده قلیان جهت تحمل دوره محکومیتش در حالی صورت گرفته که او برخلاف شماری از هم پروندهایهای خود مشمول عفو نشده
@ordoyekar
سپیده قلیان دوباره بازداشت و به زندان اوین منتقل شد / 21 June 2020
همدستیِ پیدا و پنهان در زنجیرهی زنکشیها
پدر، برادر، شوهر، شریک جنسی، عاطفی، خویشاوندان مرد و … از یکسو
و جمهوری اسلامی، قوانین ضدزن، مردسالاری، خشونت سیستماتیک و … از سوی دیگر کمر به قتل زنان میبندند. تا وقتیکه این همدستی پا برجا باشد فقط ابزار قتل _ چه چاقو باشد، چه داس، تبر یا گلوله_ تغییر خواهد کرد.
پوستر دریافتی از همراهان #سرخط
#زن_کشی #زن_ستیزی #قتل_ناموسی #خشونت_علیه_زنان
@sarkhatism
همدستیِ پیدا و پنهان در زنجیرهی زنکشیها / 21 June 2020
یک زن جوان در کرمانشاه توسط خانوادەی خود بە قتل رسیدە و هیچ یک از قاتلین بازداشت نشدەاند.
برپایە گزارش رسیدە بە سازمان حقوق بشری هەنگاو، روز پنج شنبە ٢٩ خرداد یک زن ١٨ سالە با هویت ”سمیە فتحی“ توسط برادرها و دیگر اعضای خانوادەاش با خوراندن قرص برنج بە قتل رسیدە است.
سمیە فتحی اهل دهستان قلعە زنجیر شهرستان دالاهو و ساکن محلەی درە دریژ (شهرک مهدیە) کرمانشاه بودە و همانجا بە قتل رسیدە است.
این منبع در ادامە اعلام کرد کە، خانوادە سمیە پس از بە قتل رساندن وی هیچ گونە مراسم تعزیەای برگزار نکردە و هیچ یک از قاتلین وی نیز توسط نیروی انتظامی بازداشت نشدەاند.
#زنکشی_یعنی_جنایت_حمایتشده
اتحاد بازنشستگان
@etehad_bazn
زنکشی = جنایت حمایتشده / 21 June 2020
تنها جامعه سوسیالیستی میتواند نابرابریای را که امروز با مدد کار زنان در خارج از خانه عریان شده است از میان بردارد.
زمانی که خانواده به مثابه یک واحد اقتصادی از میان رفته و خانواده به مثابه یک واحد اخلاقی به میان بیاید، زن به عنوان فردی برابر با مرد و هم چون او خلاق و در مبارزهای مشترک با او به عنوان یک فرد رشد خواهد نمود.
کلارا زتکین
#تشکل_مستقل_زنان
#نان_کار_آزادی
t.me/zan_j
***
کلارا زتکین / 21 June 2020